7 strategies for learning new skills
این یک تصور غلط رایج است که سن محدودی برای یادگیری مهارت های جدید وجود دارد. به عنوان مثال، این ایده که اگر میخواهید به یک زبان کاملاً مسلط شوید، باید از کودکی شروع به یادگیری کنید درست نیست. یا، اگر میخواهید یک ژیمناست شوید،
مطمئناً، برای یک بزرگسال ممکن است دشوارتر باشد که به اندازه یک کودک هشت ساله بدون هیچ مسئولیتی، زمان مشابهی را به یادگیری اختصاص دهد، اما با توجه به شرایط محیط و طرز فکر مناسب، افراد میتوانند مهارتهای جدیدی را در هر سنی بیاموزند. برای مثال، در سن 30 سالگی، زبان جدیدی یاد گرفتم، بافتنی را یاد گرفتم، و حتی در نوشتن با دست غیرمسلطم مهارت پیدا کردم – همه مهارتهای زندگی به همان اندازه مهم هستند.
اگر میخواهید مهارت جدیدی یاد بگیرید یا حتی مهارتهای موجود را تقویت کنید، در اینجا هفت استراتژی آزمایششده و واقعی که من برای تقویت تخصص خود استفاده کردم، پیش روی شماست – و اینکه چگونه میتوانید به این مهارتها مسلط شوید.
1- هدف خود را مشخص کنید.
2- نگرش و طرز تفکر ارتقاء و رشد خود را انتخاب کنید.
3- تکنیکهای استراتژی یادگیری فعال را دنبال کنید.
4- از رسانههای آموزشی مختلف استفاده کنید.
5- از وجود افرادی با تجربه بهره بگیرید.
6- یادگیری تمرین و ممارست را فراموش نکنید.
7- زمانهای استراحت و تمدد منظم داشته باشید.
چرا فراگیری مهارت های جدید مهم هستند؟
در این مورد میشود مقالات مفصلی نوشت، اما من در اینجا به دلیل عمده آن اشاره میکنم.
تقویت مغز
همانطور که ورزش کردن بدن ما برای انجام درست وظایف فیزیکی آماده میکند، درگیر کردن ذهن با مفاهیم و تازه و جدید و سعی در فراگیری مهارتهای جدید ذهن ما را به چالش میکشد و از خمودگی و افسردگی ذهنی نجات میدهد.
انعطاف پذیری و پیشرفت شغلی
اگر به موارد از دست دادن کسب و کار، آینده شغلی و اخراج در شبکههای اجتماعی بویژه در جوامع بزرگ و کوچک توجه کنید و اگر هنوز شاغل هستید باید به درستی از خود سئوال کنید؛ چطور میتوانم در بین آمار شاغلین باقی بمانم؟
پاسخ بدرستی و وضوح روشن است؛ با داشتن مجموعهای از مهارتهای حرفهای و شغلی بروز و منطبق با نیاز بازار کار میتوانم به طیف وسیعتری از کسب و کارها وارد شوم، فراگیری مهارتهای جدید بزرگترین دارایی نیروی انسانی ماهر است.
به عنوان مثال، برنامه دوم Zapier را در نظر بگیرید. برای برآوردن نیازهای استخدامی Zapier در سال 2023، نیازی به یک تیم کامل نیست. اما برای جلوگیری از اخراج بخشی از تیم استعدادیابی، Zapier توانست از مهارتها و تجربیات مختلف آنها برای افزودن ارزش به سایر بخشهای حیاتی تجاری استفاده کند.
مجموعه مهارت های متنوع شما را با تغییرات تکنولوژی سازگار میکند. به عنوان مثال، هجوم هوش مصنوعی (AI) تقریباً بر هر شغلی تأثیر میگذارد.
ترس از جایگزین شدن با هوش مصنوعی بسیار واقعی است، اگر شرایط یادگیری یک مهارت جدید را دارید، بجای اینکه از مواجه با آن در هراس باشید باید یادبگیرید که هوش مصنوعی و تکنولوژیهای نوین را در خدمت مهارت خود بگیرید.
تقویت اعتماد به نفس
مواردی که عنوان کردم از طریق تحقیق و بررسی بدست نیامده و نتیجه تجربه شخصی من از فراگیری است، که شما میتوانید به آن اعتماد کنید، حتی اگر به این موضوع فکر کنید که برای فراگیری مهارت جدید به چه الزاماتی نیاز دارید از منطقه امن ذهنی خود خارج شدید و این آغاز یک چالش جدید در ذهن و زندگی حرفهای شماست، این حس در من ایجاد غرور و سرزندگی و بالندگی میکند و باعث تقویت اعتماد بنفس در مواجه با مسایل زندگی میشود، امیدوارم که برای شما هم اینگونه باشد.
7 استراتژی مهمی که به شما در فراگیری مهارت های جدید کمک میکند
اگر تا به حال برای یادگیری مهارتهای جدید تلاش کردید، پس بیایید موانع را از سر راه برداریم: شما از تنهایی بسیار فاصله دارید. حتی بزرگان در راه رسیدن به اوج تلاش کردند. حالا بیایید به هفت استراتژی که میتوانید برای یادگیری یک مهارت جدید یا تقویت مهارتهایی که قبلاً دارید، استفاده کنید، بپردازیم.
1- هدف خود را مشخص کنید.
در مورد اهداف، صرفاً گفتن این که قرار است چیزی را یاد بگیرید، یادگیری اتفاق نمیافتد. در عوض، یک هدف SMART (مشخص، قابل اندازه گیری، قابل دستیابی، واقع بینانه و محدود به زمان) تعیین کنید تا بتوانید آنچه را که میخواهید به آن دست یابید بدرستی روشن و مشخص کنید.
حالا با نوشتن هدف به عنوان یک تأییدیه، یک گام به جلو حرکت کنید. در اینجا به این صورت است:
از عبارات “من” استفاده کنید.
این اهداف را برای خود شخصی سازید.
مثبت فکر کن، هدف خود را بر اساس آنچه میخواهید به دست آورید بنویسید، نه آنچه را که نمیخواهید.
آن را در زمان حال بنویسید،
هدف خود را طوری بنویسید که گویی در حال وقوع است نه در آینده.
این شما را تشویق میکند که به جای به تعویق انداختن آن، روی دستیابی به هدف فوری کار کنید.
به عنوان مثال، به جای هدف، “من به عنوان یک کارمند حقوقی کار نمیکنم، و دیگر مجبور نیستم هر روز یک ساعت رفت و آمد کنم”، تاکید شما ممکن است این باشد: “من از خانه به عنوان یک توسعه دهنده نرم افزار کار می کنم، توسعه دهندهای برای یک شرکت بازی های ویدئویی.”
اما در اینجا متوقف نشوید. هنگامی که هدف خود را تعیین کردید، یک برنامه عملی و قابل پیگیری ایجاد کنید تا به شما در پیشرفت به سمت آن کمک کند.
2- نگرش و طرز تفکر ارتقاء و رشد خود را انتخاب کنید.
یادگیری یک مهارت جدید میتواند دلهرهآور و استرسزا باشد. ممکن است وسوسه شوید که به خودتان بگویید: “کاش می توانستم، این مهارت را یادبگیرم، اما استعداد انجام این کار را ندارم” یا “خیلی دیر است” ، که برای ارزش افزودهای که ایجاد میکند هرگز دیر نیست و ارزش فراگیری را دارد.
اینجاست که اتخاذ یک طرز فکر رشد و نگرش وارد میشود. این اصطلاح که در ابتدا توسط محقق دانشگاهی کارول دوک ابداع شد، به روشی برای درک چالشها و شکستها اشاره دارد. به قول دوک:
“افرادی که معتقدند استعدادهایشان را میتوان پرورش داد (از طریق سخت کوشی، استراتژیهای مناسب و نظرات دیگران) ذهنیت رشدی و ارتقاء یافتهتری دارند. آنها تمایل بیشتری برای دستیابی به موفقیت و اهدافشان نسبت به افراد دارای ذهنیت ثابتتر هستند، دارند.”
فرض کنید میخواستید به عنوان یک هنرمند بندباز به سیرک بپیوندید. اگر بر این باور بودید که تنها افرادی که با موهبت قدرت، انعطافپذیری و عدم تمایل به سقوط از ارتفاع 50 فوتی به دنیا میآیند، میتوانند با موفقیت این کار را انجام دهند، احتمالاً حتی سعی نمیکنید وارونه بچرخید. اما اگر فکر میکنید که فضایی برای توسعه مهارتهای لازم وجود دارد، برای یادگیری تلاش میکنید، که به نوبه خود به شما کمک میکند مهارتهای مورد نیاز را ایجاد کنید.
3- تکنیکهای استراتژی یادگیری فعال مهارت را دنبال کنید.
فرض کنید در حال مطالعه فیزیک کوانتومی هستید. حالا تصور کنید که تنها راهی که در مورد آن یاد گرفتید، گوش دادن به معلمتان بود که در مورد اتمها و ذرات زیراتمی ادامه مطالب خود را ارائه میکند. این نوع یادگیری غیرفعال نه تنها شما را به خواب میبرد، بلکه احتمالاً در ایجاد درک واقعی از مطالب نیز مشکل خواهید داشت.
راهبردهای یادگیری فعال در هسته خود از شما میخواهند که در فعالیتهای عملی مختلف، مانند بحثهای گروهی و ایفای نقش، شرکت کنید تا درک بهتری از محتوا ایجاد داشته باشید. چرا؟
زیرا اشتراک دانش به نفع همه است. این شما را مجبور میکند که واقعاً یک موضوع را پردازش، بررسی و اصول اولیه را مشخص کنید.
این استراتژی همیشه نباید از تئوری به عمل برود. همچنین میتوانید ترتیب را معکوس کنید.
4- از رسانههای آموزشی مختلف استفاده کنید.
یک نظریه رایج وجود دارد که افراد سبکهای یادگیری منحصر به فردی دارند. من قطعاً یک یا دو بار در زندگیام گفتهام “من بیشتر یک یادگیرنده بصری هستم” (عمدتاً برای اینکه دوستانم را از تلاش برای توضیح قوانین پیچیده بازی تختهنرد بازدارم). اما سبکهای یادگیری فریب هستند.
به جای محدود کردن خود به یک روش یادگیری، این رویکرد را با حسن نیت دنیل ویلینگهام، روانشناس دانشگاه ویرجینیا پذیرا باشید:
«به این فکر کنید که همه جعبه ابزاری برای فکر کردن دارند، و از خود بپرسید که کدام ابزار برای کار بهترین است؟»
برای مثال یادگیری یک زبان جدید را در نظر بگیرید. برای یادگیری نحوه نوشتن به زبان ژاپنی، بهترین ابزار برای این کار ممکن است یک کتاب درسی دستور زبان ژاپنی باشد. اما اگر میخواهید مهارتهای شنیداری و کلامی خود را بهبود ببخشید، خواندن یک کتاب درسی به اندازه چت کردن با یک زبان مادری مؤثر نخواهد بود.
در عصری که اطلاعات زیادی در دسترس شماست، خود را به یک کتاب یا دوره محدود نکنید. از همه ابزارها و امکانات بهره ببرید!
5- از وجود افرادی با تجربه بهره بگیرید.
ممکن است بارها چیزی نوشته باشم که در آن کلمات کاملاً نامناسب بکار رفته باشند، – اما نتوانم بدرستی آن را تشخیص و اصلاح کنم، اینجاست که گرفتن بازخورد از شخصی با تجربه بیشتر میتواند مفید باشد. به عنوان مثال، اگر برای یک رسانه جدید مانند فیلمنامههای ویدئویی مینویسم، از هم تیمیهای باتجربهترم میخواهم که کار من را بررسی کنند که به دلیل داشتن تجربه بیشتر بسرعت و دقت بیشتری قادر خواهند بود خطاهایم را اصلاح کنند.
اگر پیدا کردن یک مربی یا درخواست کمک از کسی شما را کمی ناراحت میکند، یکی از بهترین توصیههایی را که تا به حال دریافت کردهام را به شما میگویم: فقط بپرسید. در بدترین حالت، آنها میگویند نه و به درخواست شما جواب نمیدهند، درحالی که شما شما بدتر نیستید.
6- یادگیری تمرین و ممارست را فراموش نکنید.
این یکی ممکن است بدیهی به نظر برسد، اما بیایید تفاوت بین دو نوع تمرین که کلید ایجاد یک مهارت جدید هستند را روشن کنیم:
- آموزش صدای موج. این شامل به خاطر سپردن اطلاعات بر اساس تکرار است. به عنوان مثال، خواندن الفبای فرانسوی از A تا Z بارها و بارها.
- تمرین عمدی؛ این شامل تمرین عمدی و هدفمند همراه با استفاده از یادگیری شما در موقعیتهای مختلف است. به عنوان مثال، تلفظ ترکیبی تصادفی از واژگان فرانسوی با استفاده از دانش پایه خود در مورد نحوه تلفظ هر حرف جداگانه. و اگر ترکیب حروف مخصوصاً برای شما دشوار است، ممکن است به دنبال کلمات بیشتری باشید که حاوی آن ترکیبات باشند تا تسلط خود را بهبود بخشند.
در حالی که یادگیری برمبنای تکرار ممکن است به شما کمک کند تا به عنوان مثلاً الفبای فرانسوی را بسیار سریع بخوانید، اما به خودی خود کمکی به دستیابی شما به مهارت کلامی نمیکند. در عوض، این همان چیزی است که تمرین عمدی و به کارگیری دانش خود در سناریوهای متنوع و واقعی به شما کمک میکند تا به آن دست یابید. به عبارتی کاربرد اصطلاحات یادگرفته شده در در ترکیب با سایر واژگان به صورت کاملاً کاربردی.
نکته پایانی: تمرین آنچه که در کاربرد آن از قبل مهارت دارید، بسیار جالب است، اما در مورد تمرین نقاط ضعف خود نیز جدی باشید و برای آن وقت بگذارید.
به عنوان مثال، من در خواندن به زبان فرانسوی بسیار راحت هستم، اما برای من این امر به طور قابل توجهی راحتتر از صحبت کردن با صدای بلند فرانسوی است. بنابراین وقتی در برنامه یادگیری زبانم تمرین میکنم، خود را مجبور میکنم تا تمرینهای گفتاری را بیشتر از تمرینهای ترجمه انجام دهم. در واقع به صورت کاربردی واژگان و اصطلاحات یادگرفته شده را در محاورات روزمره بکار میبرم.
7- زمانهای استراحت و تمدد منظم داشته باشید.
یا تا به حال در انجام یک تمرین یا یک کار گیر کردهاید؟ وقتی این اتفاق میافتد، پاسخ اولیه من این است که تلاشهایم را دوچندان کنم. به عنوان مثال، ممکن است به انجام تمرینات املای انگشتی زبان اشاره آمریکایی (ASL) ادامه دهم، حتی اگر انگشتانم خسته باشند.
اما پاسخ مؤثرتر این است که زمانهای وقفه و استراحت منظم داشته باشم. در غیر این صورت، در خطر تکرار همان اشتباهات، تمرین الگوهای حرکتی نادرست و لطمهزدن به پیشرفتم هستم. استراحتها و وقفههای برنامهریزی شده به اندازه تمرین منظم مهم هستند. استراحتهایی که به صورت استراتژیک و طبق برنامه انجام شوند، میتوانند خستگی مغز را کاهش داده و عملکرد شما را افزایش دهند.
نویسنده:
Jessica Lau · April 25, 2023




