ماخذ نمایشنامه
این نمایشنامه اقتباس آزادی از تاریخنامه مورخ انگلیسی هالینشد است که در دوران شکسپیر زندگی میکردهاست. موضوع احساسی، شرط بندی بین پوستهیموس، ایموژن و ایاکیمو، موضوعی عامیانه است که این نیز مستقیم یا غیرمستقیم از داستان برنابو اهل جنووا از کلیات دکامرون بوکاچیو برگرفته شدهاست. شاهزادههای ربوده شده، نامادری ظالم، و همسری که به اشتباه مورد اتهام قرار گرفته موضوعاتی است که در ادبیات اروپا در دوران شکسپیر متداول بودهاست. یکی از موارد مشابه داستان سفیدبرفی در ادبیات آلمان است.
شخصیتهای نمایش
این نمایشنامه در ۵ پرده تدوین شده و دارای ۱۵ شخصیت و تعدادی سیاهی لشکر است. شخصیتهای اصلی عبارت اند از:
- سیمبلین: پادشاه سالمند انگلستان، که دوران شاهی خود را زیر سلطه ملکه شرورش بودهاست.
- ملکه سیمبلین: ملکه شروری که ساعت به ساعت نقشه میریزد.
- ایموجین: دختر سیمبلین؛ همسر ظریف و پایدار پستهیموس لئوناتس.
- پستهیموس لئوناتس: شوهر ایموجین؛ مردی ندار ولی باارزش، بزرگ شده دربار. «مثل آب در هرچه میریختند همان شکل و همان رنگ را میگرفت.»
- کلاتن: پسر ملکه سیمبلین از شوهر اولش. ابلهی خودخواه؛ بدترین فحشها به او اهانت به فحش است.
- گیدریوس و آرویگاروس: پسران سیمبلین از همسر اول رومی اش که مردهاست.
- بلاریوس: نجیب زادهای انگلیسی که با نام مستعار مرگان به کشور بازگشتهاست.
- ایاچیمو: مردک حسود؛ شروری حیله گر، موجودی ناقابل از ایتالیا.
- فیلاریو
- کایوس لوچیوس
- پسانیو
- کورنلیوس
- هلن
- یک فالگیر
- لردها، حاکمان، نوازندهها، افسران، سربازان، زندانبانان و قاصدان.
محل وقوع حوادث نمایشنامه
انگلستان و روم.
خلاصه نمایشنامه
سیمبلین، پادشاه انگلستان، از اینکه دخترش ایموجین با پستهیموس، نجیب زاده جوان و نسبتاً خوب و پسر یکی از نجیب زادگان دربار، مخفیانه ازدواج کرده سخت عصبانی است. او سالها در نظر داشته که ایموجین با کلاتن، ناپسری شاه و فرزند ملکه کنونی از شوهر پیشین خود ازدواج کند. شاه به این دلیل و از روی عصبانیت داماد ناخواسته خود را از دربار طرد میکند، بی آنکه به دخترش اجازه خروج از کاخ را بدهد. پستهیموس به روم تبعید میشود و در آنجا در خانه فیلاریو، یکی از نجبای بزرگ این امپراتوری، با ایاچیموی مکار آشنا میشود؛ ایتالیایی ای که در خونش حسادت و تحقیری خصم آلود با هرچه زن در دنیاست موج میزند. پس از مدتی ایاچیمو در میان بازیها و کارها و حرفهای عجیب و غریب خود با پستهیموس در ازای دوهزار داکت طلا شرطی میبندد: اینکه میتواند همسر انگلیسی او را، که بهترین، نجیبترین و وسوسه ناپذیرترین زنان دنیاست اغوا کند…