نمایش‌نامه خوانی &#۸۲۲۰;اگر از نو شروع کنیم&#۸۲۲۱;

نمایش‌نامه خوانی &#۸۲۲۰;اگر از نو شروع کنیم&#۸۲۲۱;
ویژه⭐ محبوب✨

اریک امانوئل اشمیت با نمایشنامه‌هایی مانند “عشق‌لرزه”، “خرده‌جنایت‌های زناشوهری”، “مهمان‌سرای دو دنیا”، “خیانت انیشتین” و “مهمان ناخوانده” و … در ایران و البته جهان شناخته شده است. آخرین نمایشنامه‌ای که از او به زبان فارسی ترجمه و منتشر شده است، نمایشنامه‌ “اگر دوباره شروع می‌کردیم” است.

 نمایشنامه‌ “اگر دوباره شروع می‌کردیم” درباره‌ الکساندر، مردی حدود شصت ساله است که برای خرید خانه‌ قدیمی و خانوادگیِ خود بازگشته است. بر اثر اتفاق و اصابت با ساعتی قدیمی به گذشته برمی‌گردد. با جوانیِ خودش ملاقات می‌کند؛ درست در زمانی که باید مهم‌ترین تصمیمات احساسی، خانوادگی، شغلی و تحصیلی‌اش را بگیرد.

 به جز اینکه برخورد با ساعت برای بازگشت به گذشته، ایده‌ای اتفاقی به نظر می‌رسد، ایده‌ بازگشته به گذشته نیز چندان جدید به نظر نمی‌رسد و دستمایه‌ ساخت چند فیلم نیز بوده است. اما ایده‌ بازگشت به گذشته در دستگاه فکریِ اشمیت و در نمایشنامه‌ “اگر دوباره شروع می‌کردیم” با پرداخت و پیچش‌های نمایشی، تعلیق‌ها، غافلگیری و طنز خاص نویسنده نو شده است.

 در این اثر و بیشتر آثار اشمیت این پرسش اصلی مطرح می‌شود: اگر نگاه، دانش و تجربیات سن کنونی‌ام را داشتم و می‌توانستم به گذشته برگردم چه تصمیماتی می‌گرفتم؟ اشمیت تفاوت نگاه در دوران مختلف زندگی را بررسی می‌کند. این دیالوگ در همین نمایشنامه مسئله را روشن‌تر می‌کند: “ما یه بچگی نداریم، چند تا داریم، بستگی به سنی داره که توش اونو تعریف می‌کنیم.” اشمیت دکترای فلسفه دارد و این نگاه فلسفی و روان‌شناختی در آثار او عجیب نیست. او فیلسوفی است که نمایشنامه می‌نویسد و به دنبال نگاهی بالغ است. علاوه بر این اشمیت در آثارش به تحلیل روابط انسانی و اثبات نسبی بودن حقایق می‌پردازد.

 در نمایشنامه‌ “خیانت انیشتین”، انیشتین به جبران اختراع بمب اتم فکر می‌کند؛ چون خودش را در ساخت بمب اتم و استفاده‌ جنگ‌افزاری از آن مقصر می‌داند. در نمایشنامه‌های “خرده‌جنایت‌های زناشوهری” یک زوج دوباره گذشته را مرور می‌کنند. شخصیت مرد تصادف کرده و فراموشی گرفته است. فراموشی بهانه و تمهیدی است که نمایشنامه‌نویس برای مرور اتفاقات گذشته و بازگشت به آن در نظر دارد. اما نکته اینجاست که هر شخص می‌خواهد گذشته را آنطور که تمایل و دوست دارد به یاد بیاورد.

 اریک امانوئل اشمیت به شکل‌های متفاوتی تصمیمات گذشته و تأثیر آن بر آینده را به چالش می‌کشد. بنابراین واژه‌هایی مانند گذشته، جبران، تصمیم، اراده، جبر، آینده و از همه مهم‌تر “زمان” کلیدواژه‌ معنایی و مضمونی برخی نمایشنامه‌های او هستند.

 زمان به عنوان عنصری نمایشی از ابتدا مورد توجه نظریه‌پردازان بوده است. اما نگاه به این عنصر چه از نظر نمایشی چه فلسفی تغییرات عمده‌ای کرده است. برای مثال هانری برگسون در نظریاتش معتقد است که زمان عنصری فیزیکی نیست، بلکه عنصری ذهنی است. اندیشه‌های فلسفی و علمی ارنست ماخ و آلبرت انیشتین و دیگران در طی تاریخ بر تصور ما از زمان و البته زمان در نمایش تأثیر مستقیم و غیرمستقیم گذاشته است. پل ریکور در مهم‌ترین کتابش “زبان و گزارش” که در سه جلد نوشته است آرای آگوستین قدیس، ارسطو و خودش را درباره‌ زمان تحلیل و تدوین کرده است. از نظر ریکور زمان بدون روایت بی‌معنا است. او زمان و طرح را در رمان‌های آموزشی و متون تاریخی تک‌خطی می‌داند ولی زمان در آثار مدرن مانند جیمز جویس، کافکا، ویرجینیا وولف و بورخس نامعلوم است و همین امر امنیت ادبی را از خواننده گرفته است. خلاصه تعریف خطی‌ای که از زمان داستانی و نمایشی وجود داشت، جای خود را به زمان چندپاره و گسست‌های زمانی داده است.

در آثار اشمیت به هم‌ریختگی زمانی به ایجاد ابهام نمایشی کمک می‌کنند تا تصمیم نهایی شخصیت‌ها و اراده‌ آن‌ها به حالت تعلیق دربیاید اما باعث ساختار چندپاره نشده است. ایحاد تعلیق بزرگترین کارکرد پرش‌های زمانی در نمایشنامه‌های اشمیت است. در نمایشنامه‌ “اگر دوباره شروع می‌کردیم” تا لحظه‌ آخر مشخص نیست الکساندر با کدام‌یک از دخترهایی که در زندگی‌اش هستند ازدواج می‌کند. یا آیا او برای کار و تحصیلات به آمریکا می‌رود یا خیر. الکساندر با بیست‌سالگی‌اش ملاقات می‌کند اما این بیست سالگی را از اتفاقات آینده آگاه نمی‌کند؛ چون می‌خواهد همه‌ تصمیمات به طبیعی‌ترین شکل ممکن رخ بدهد. همین مسئله باعث می‌شود که تماشاگر از انتهای ماجرای او مطلع نشود و تعلیق نمایشی حفظ شود.

 زمان نمایشی و زمان داستانی با هم متفاوت هستند. در داستان راوی‌ای وجود دارد که زمان از دید او روایت می‌شود. اما عدم وجود راوی و رخ دادن آنی همه چیز روی صحنه‌ نمایش، اکنونیت خاصی به نمایش می‌دهد. پرتاب‌های زمانی و گسست‌ها در داستان راحت‌تر رخ می‌دهد؛ همه چیز در زبان رخ می‌دهد و البته به متن پیچش‌های خاص خودش را می‌دهد. اما به دلیل عینی بودن همه چیز بر روی صحنه‌ نمایش نیاز به تمهیدات صحنه‌ای و عینی است تا تغییرات زمانی نمایش داده شود. گرچه الکساندر شصت ساله به بیست سالگی‌اش می‌رود اما گویی همه چیز در اکنون رخ می‌دهد و یک زمان جاری داریم که مربوط به اکنون است.

 با این حساب از نظر ساختاری عنصر زمان در آثار اشمیت و به‌خصوص نمایشنامه‌ “اگر دوباره شروع می‌کردیم” قابل‌بحث است. اما به نظر می‌رسد این نگاه و تمهیدات نمایشی برای بازگشت به گذشته یا رجوع به آینده در آثار اشمیت فقط به دلیل نگاه فلسفی و روان‌شناسانه‌ او به زندگی و ارتباطات انسانی شکل گرفته است. در صورتی که بسیاری از نویسندگان قرن نوزده و ابتدای قرن بیستم دغدغه‌ فرم داشته‌اند، به گسست زمانی به عنوان یک کار تجربی، ایجادِ ساختاری معمایی، ایجاد ابهام داستانی و … در داستان می‌پرداختند. البته نویسندگانی بوده‌اند که به جز دغدغه‌ فرم، هدف معنایی‌ای نیز در نظر داشته‌اند؛ برای مثال گسست‌های زمانی در یک اثر می‌تواند توصیف‌گر وضعیت روانی شخصیت یا شخصیت‌های آن اثر باشد. اشمیت نیز بیش از آنکه دغدغه‌ فرمی داشته باشد دغدغه‌ی اندیشگانی دارد. البته زمان در آثار او حضوری فیزیکی ندارد بلکه عنصری ذهنی است. او آنقدر در تبیین این زمان‌های نمایشی موفق بوده است که توانسته است خیلی نرم ذهن مخاطب را برای تغییرات زمانی آماده کند.

زمان نمایشی از نظر به طول انجامیدن سه نوع دارد. اول، زمانی که اجرای یک نمایش به طول می‌انجامد که با توجه به اجرای هر کارگردان ممکن است متفاوت باشد. دوم، زمانی است که یک نمایش در آن اتفاق می‌افتد. در نمایشنامه‌ “اگر دوباره شروع می‌کردیم” اتفاق در یک بعدازظهر رخ می‌دهد. سوم، بازه‌ زمانی‌ای است که نمایش به طور غیرمستقیم به آن اشاره دارد. این نمایشنامه نگاهی به بازه‌ زمانی بیست تا شصت سالگی الکساندر دارد. البته به طور مستقیم‌تر به ملاقات بیست سالگی و شصت سالگی الکساندر منتهی می‌شود.

 معلوم نیست وقتی که الکساندر به خانه‌ قدیمی‌اش برگشته وقتی به ساعت برخورد می‌کند زمان چه‌قدر به طول می‌انجامد؛ آیا در حد یکی بیهوشی کوتاه بوده است یا آنقدر طولانی که اتفاقات یک روز در جوانی‌اش را دوباره دیده باشد؟ اما در واقع الکساندر اتفاقات یک روز از زندگی‌اش را مرور کرده است. اما زمان نمایشی به اندازه‌ یک روز یا به اندازه‌ یک بیهوشی به طول نمی‌انجامد بلکه در یک اجرای نرمال شاید یک ساعت به طول می‌انجامد.

زمانِ داستانی و نمایشی در دو سطح افقی و عمودی قابل بررسی است. سطح افقی به توالی رویداد و سطح عمودی به هم‌زمانی رویدادها می‌پردازد. اگر داستان بدون پرش و گسست باشد با نمایشی خطی مواجه هستیم. در نمایشنامه‌ اگر دوباره شروع می‌کردیم زمان خطی است. الکساندر برای خرید خانه‌ قدیمی‌اش برگشته و در یک بعدازظهر به مرور یک روز حساس از زندگی‌اش می‌پردازد. از تکنیک فِلَش بَک (بازگشت به گذشته) برای دادن اطلاعات استفاده می‌شود و تمهید بازگشت به گذشته با روشی تخیلی انجام شده است. در واقع تمهیدات زمانیِ اشمیت، جدید و فرمی نیست حتی تمهیدات نخ‌نما نیز هستند اما او به انسان امروزی توجه دارد.

 تحلیل نمایشنامه‌هایی از یک نمایشنامه‌نویس زنده و معاصر که مقبولیت جهانی دارند، می‌تواند دغدغه‌های انسان امروز را مشخص کند. الکساندر انسانی متوسط است که می‌خواهد بهترین موقعیت را برای خودش رقم بزند. او بر سر دو راهی است که روابط انسانی‌اش را فدای موقعیت جدیدش کند یا آنکه روابط انسانی‌اش را حفظ کند. شاید نمایشنامه‌ای با این مضمون به این دلیل موفق و محبوب است که دنیای کنونی ما پر از انسان‌های متوسط است؛ انسان‌هایی که یک‌جایی مجبور شده‌اند، میان موقعیت اجتماعی و ارتباطات انسانی یکی را انتخاب کنند. انسان‌ها اغلب به دلیل دغدغه‌های کاری و مالی از روابط انسانی و عاطفی خودشان غافل مانده‌اند. شاید زمان بلوغ برای انسان معاصر فرا رسیده است که به گذشته نگاه کند و چیزهایی مثل خانواده یا عشق را که در گذشته جا گذاشته است دوباره کشف کند و ببیند و به جبران اشتباهات گذشته بپردازد.

****

نمایشنامه خوانی” اگر از نو شروع کنیم” به کارگردانی کیوان ظهرابی در تاریخ شنبه ۲۵ تیر ماه، راس ساعت ۲۱ در عمارت سیمرغ به روی صحنه رفت.
تهیه کنندگان این نمایشنامه خوانی: علیرضا کشوری و فریبا فاتحی نیکو

خوانشِ گران :کیوان هاشمی، سعید یارندی ، زهره محمودی ،رعنا آقا بزرگی ، نفیسه یوسفی ، علیرضا کشوری ،احسان صبوری ، مریم طالب لو ،سعید باقرزاده ،سانیا خورشیدوند،محمد عینی ،طاهره قاسمی ، فریبرز ذبیحیان، رویا مشکانی ، هستی فکراندام ، محدثه ولی زاده ، محمد محمد قاسمی ،ثنا هجاریان ، آوا باقرزاده ، رها فرزانه ، ملینا کامه ای ، مهسا سعیدی وامیرعلی صادقی خواهند بود. گروه نمایشی “آک” ، منتظر حضور سبز شما عزیزان خواهد بود و افتخار به اجرا رفتن در برابر دیدگان مهربان شما را خواهد داشت.

گفتگو با کارگردان اثر:  

به عنوان کارگردان نمایشنامه خوانی اگر از نو شروع کنیم در خصوص این اثر, توضیح لازم را بدهید? 
عنصر اصلی این نمایشنامه دیالکت گفتاری و رفتاری بارز در میان کاراکترهای آن و نقد موجودی بنام انسان و آرزوی همیشگی او یعنی《جاودانگی》است که پی‌رنگ و پلات اصلی اثر است.

مبارزه بی‌پایان بشر با زمان، فرسودگی و مرگ در اندیشه اشمیت، گویی تقابل اراده آدمی با دیوار رسوخ ناپذیر چرخه حیات، سرنوشت و پیکار سترگ اختیار و اراده وی با قضا و قدر است.

از نو شروع کردن، جبران مافات و رجعت به گذشته برای اصلاح آنچه شاید بهتر می‌توانستیم تصمیم بگیریم دغدغه‌ای است در ضمیر بشر که می‌توان آن را سفر در زمان نام نهاد.

آینده مفهومی ناشناخته است، مرموز و موهوم و گذشته و آنچه از سرگذراندیم، محصول تصمیماتی است که در طول مسیر حیات گرفته‌ایم لذا حسرت اینکه کاش چنین می‌کردم یا نمی‌کردم یا به بیان دیگر احساس خسران و مغبون شدن حسی است عمیق که گویی همیشه با آدمی همراه و همزاد است، غافل از آنکه سرنوشت آدمی محتوم و مکتوم و گریزناپذیر است و ایضاً دامنه و حدود و اختیار وی محدود.

در متن مزبور شخصیت‌های فراوانی وجود دارند که هر یک نماینده قشری از اجتماع انسانی هستند، ما به ازای بیرونی دارند و هر کاراکتر نماینده یک چیستی، ایدئولوژی و فلسفه است. کوشش گروه آک و کارگردان اثر نمایشی بر این بود که این کاراکترها با تمام ظرفیت و پتانسیل‌های موجود، از یک ذهنیت صرف به عینیتی باورپذیر تبدیل شوند و نمایان‌گر حقیقت وجودی خویش باشند.

شخصیت‌هایی که از حدود و ثغوری درحد یک اسم در متن نمایشی تبدیل به وجودی ملموس در برابر دیدگان تماشا گران گردند.

جناب ظهرابی شما دوست داشتید ایفاگر کدام نقش باشید و چرا؟
الکساندر، وی کسی است که قابلیت سفر در زمان را پیدا می‌کند. خواب و موضوعاتی از این دست از جمله الهاماتی است که به بشر می‌شود و دریچه‌ای رو به واقعیت‌هایی که گاه رسیدن به آن غیرممکن می‌نماید. اندیشه انسان بی‌نهایت است که برای آن محدودیتی وجود ندارد و برای هرکسی ممکن است در زندگی این سفر به آینده یا گذشته در قالب سفر در زمان به واسطه دیدن خواب و الهامات وجود داشته باشد. آیا انسان قدرت تغییر در سرنوشت خود را داراست؟ باید دانست اراده انسان در طول اراده‌ای نیرومندتر به نام اراده خداوند قرار دارد. مثالی برای شما می‌زنم: آیا فرمانده‌ای که دستور کشتن عده‌ای را به سربازش می‌دهد مسئول مرگ آنان است یا سربازی که ناگزیر از اطاعت است؟!

بله، هر دو مسئولند ولی اراده سرباز تحت اراده فرمانده است، چه بدون دستور او سرباز هرگز اقدام به نابودی آن‌ها نمی‌کرد.
حکایت ما، اراده و اختیار و تقدیرمان در زندگی همین است ما می‌پنداریم که با اختیار خود تصمیم می‌گیریم ولی اگر نیک بنگریم درمی‌یابیم که اختیار خود گونه‌ای از جبر است. آیا می‌توانیم زمان تولد خود، پدر و مادر و محیط تربیت و رشد خود را با اراده خود انتخاب کنیم؟ آیا می‌توانیم از بروز اتفاقاتی در کودکی که زمان شکل‌گیری شخصیت ماست جلوگیری کنیم؟!

نه، ما سرنوشتی محتوم داریم که اختیارات ما در این بستر بسیار محدود است.

آیا ارگان یا سازمانی شما را همراهی کردند؟

به جز سرای محله تجریش و مدیریت محترم آن سرکار خانم سعیدی متأسفانه از حمایت هیچ ارگان و نهاد و سازمانی در این راه برخوردار نبوده‌ایم ‌.تئاتر هنر مظلومی است که به اندازه کافی در مملکت ما به آن بها داده نمی‌شود. تئاتر هنری انسان ساز است که قدرت نقادی عظیمی دارد. میزان تاثیرگذاری بسیاری دارد و چون نفس به نفس با تماشاگر همراه است می‌تواند عمیق‌ترین احساسات و عواطف را در مدت زمان اجرا بین مخاطبینش انتقال دهد. لذا لازم است که نهادهای مربوطه در جهت اعتلای هرچه بیشتر این هنر مقدس بکوشند و دیدن تئاتر را به یک سنت شیرین در میان توده مردم در آورند و به این صنعت بیمار کمک کنند تا از احتضار بیرون بیاید.

تاثیرگذاری هنر نمایش به اعتقاد من از تمام هنرهای دیگر بالاتر است. چون تمام احساسات آدمی از سامعه و باصره را در برمی‌گیرد، بنابراین فرهنگ تئاتر دیدن فرهنگی است که می‌تواند به ترویج داشته‌های فرهنگی، ملی و دینی ما در میان خانواده‌ها کمک شایانی بنماید.

و به عنوان سوال آخر هدف شما از انتخاب متن نمایشی مزبور و به اجرا رساندن آن چه بوده است؟

در میان هجمه شدید فرهنگ اومانیستی و انسان محورانه، مکاتب غلط و گاه آسیب رسان، عرفان‌های کاذب و اندیشه‌های روانشناختی التقاطی که در تعارض شدید با فرهنگ دیرپا و هویت ملی و دینی ما هستند لازم است که به عنوان یک سرباز فرهنگی توجه به مولفه‌ها و اِلمان‌های درست و منطبق با آرک‌تایپ‌های دینی و ملی مورد توجه تمام هنرمندان این سرزمین قرار بگیرد.

متن اگر از نو شروع کنیم به حقیقتی کتمان ناپذیر به نام مرگ اشاره دارد و احاطه شدن انسان در میان اراده‌ای بزرگتر و عمیق‌تر و حقیقی‌تر که می‌توان آن را به اراده پروردگار تعبیر کرد. انسان موجودی مختار است اما اختیار او در تعارض با اختیاری نیرومندتر است که گاهی آنچنان بر وی مستولی می‌شود که گریز از آن امکان پذیر نیست بزرگ‌ترین توفیق بشر چه می‌تواند باشد؟ غلبه برمرگ؟!!!

آیا انسان بلاخره خواهد توانست برمرگ خود غلبه کند ؟ آیا خواهد توانست زمان مرگ خویش را مشخص کند؟ آیا می‌تواند با اختیار خود تصمیم بگیرد که چگونه بمیرد؟! این همان جبر عجیبی است که بر اختیار انسان غلبه‌ای تام دارد. متن نمایشی به لحاظ بافت درام آنقدر جذاب و در ژانر سورئال است که تصمیم گرفتم به همراه گروه نمایشی اک آن را به منصه اجرا برسانیم و هدف غایی گروه نمایشی اجرای صحنه‌‎ای نمایش مزبور در آینده می‌باشد.

مشخصات و دانلود

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

سبد خرید
پیمایش به بالا