
چارلز دیکنز (۱۸۱۲–۱۸۷۰) یکی از بزرگترین رماننویسان انگلیسی عصر ویکتوریا است. او بیش از ۱۵ رمان بلند، چندین رمان کوتاه، داستانهای کوتاه و مقالات اجتماعی نوشت. در ایران، بسیاری از آثار او به فارسی ترجمه شدهاند و در دسترس خوانندگان هستند.
بسیاری از رویدادها و شخصیتهای کتابهای چارلز دیکنز، بازتابی از رویدادها و شخصیتهای زندگی واقعی دیکنز هستند. از او برای داستانسرایی و نوشتار توانمندش و خلق شخصیتهای به یادماندنی، بسیار تحسین شدهاست. دیکنز در طول زندگی خویش، محبوبیت جهانی بسیاری یافت. از نوشتههای پرآوازه او میتوان دیوید کاپرفیلد، آرزوهای بزرگ، الیور توئیست و داستان دو شهر را نام برد.
کودکی و نوجوانی
چارلز دیکنز در ۷ فوریه ۱۸۱۲ در لندپورت زاده شد. او دومین پسر از ۸ فرزند جان دیکنز، کارمند اداره کارپردازی نیروی دریایی پادشاهی بریتانیا بود. پدرش از طبقه کارگر و اهل لاابالیگری و وامداری بود. جان دیکنز دوست داشت که در طبقه ممتاز پذیرفته شود. برای همین، در تلاش برای اینکه یکی از فرزندانش به جایی برسد یکی از خواهران چارلز را به آکادمی سلطنتی موسیقی لندن فرستادند که یک آموزشگاه موسیقی اشرافی بود. جان، پدر چارلز دیکنز نشان خانوادگی یک خانواده مرفه دیگر را برای خانواده خود اقتباس کرد. تلاش جان برای نشان دادن خود به عنوان یک فرد سطح بالا باعث بالا آوردن بدهی و زندانی شدن او در زندان مارشالسی شد. اما در آن زمان رسم بر این بود که همه اعضای خانواده بدهکار هم همراه او زندانی میشدند و تا بدهی شان را نمیدادند، در زندان میماندند. تنها دیکنز ۱۲ ساله از رفتن به زندان، امان یافت و او را برای تأمین معاش خانه به کارخانهٔ واکس سازیِ وارن فرستادند. او تا آزادی پدرش از زندان همچنان مجبور به کار بود تا بالاخره پس از مراجعت پدر توانست به مدرسه بازگردد.
چارلز دیکنز از نوشتههای سختیهایی که در کودکی و نوجوانی کشیده بود خجالت میکشید؛ بنابراین زندگی خود را در قالب داستانهای خود و شخصیتها توضیح میداد.
روزنامهنگاری و نخستین رمانها
دیکنز پس از پایان دوره مدرسه در بک دفتر وکالت مشغول به کار شد. دیکنز به نویسندگی علاقه نداشت و مایل بود هنرپیشه شود اما در روزی که قرار بود برای آزمون هنرپیشگی برود، دچار سرماخوردگی شدیدی شد و این فرصت را از دست داد. پس از بررسی زندگی شلوغ و متنوع لندن، بر آن شد تا روزنامهنگار شود. در این دوره، در شیوهای سخت از خلاصهنویسی، توانایی خود را نشان داد و در مارس ۱۸۳۲ در حالیکه جوانی حدوداً ۲۰ ساله بود، خبرنگار امور عمومی و پارلمانی شد.
چارلز دیکنز در سال ۱۸۲۹ دلدادهٔ دختری به نام ماریا بیدنل شد. اما والدین ماریا او را از لحاظ اجتماعی در سطحی پایینتر از خود یافتند. این دل باختگی و برخوردی دیگر با او در میان سالی دیکنز، بعدها در عشق شخصیت معروف رمانش دیوید کاپرفیلد به دختری به نام دورا بازتاب یافت.
نخستین طرحوارهٔ دیکنز به سال ۱۸۳۳ با پیوستن به مورنینگ کرونیکل به عنوان ناهار در پوپلار منتشر شد و در پی آن، طرحوارههای دیگر انتشار یافتند. او در این سالها با گشت زدن در نواحی خارج از لندن و حضور در گردهماییهای انتخابات مقدماتی مجلس بریتانیا و تهیه گزارش از آن، وارد زندگی اجتماعیای شد که گسترش آن، سریع و لحظهبهلحظه بود. چارلز دیکنز در اوایل سال ۱۸۳۶ دو ماه پس از انتشار طرحوارههایی از بوز، با کاترین هوگارت ازدواج کرد و پس از آن برای نوشتن داستان زنجیرهای که بعدها نامههای پیکویک نام گرفت، قرارداد بست. او پیش از آن سردبیری بنتلیز مسیلانی را پذیرفته بود که از سال ۱۸۳۷ تا ۱۸۳۹ الیور توئیست در آن، منتشر شد.
دیکنز در اوایل ۱۸۳۷ صاحب نخستین فرزند خود از ده فرزند شد و در ماه مه، شاهد مرگ خواهر همسرش بود که از اوایل زندگی مشترک آن دو، با آنها زیسته بود. یاد فقدان شدید او برای دیکنز بعدها در بیماری سخت رز میلی در الیور توئیست بزرگ داشته شد.
فعالیتهای اجتماعی
چارلز دیکنز در سال ۱۸۳۸ از مدارس ارزان یورکشر دیدن کرد و در نیکلاس نیکلبی، دربارهٔ این اماکن نوشت. در همین روزها با زنی به نام آنجلا بروت کوتس آشنا شد و به دفاع از افکار بشر دوستانهٔ این زن پرداخت و کوشش اجتماعی خود را در خدمت اهداف او به کار بست. از جملهٔ این فعالیتها تأسیس خانهای برای زنان ساقط شده در سال ۱۸۴۷ بود. هر چند دیکنز در سال ۱۸۳۰ از بزرگان ادب آن روزگار محسوب میشد اما او پس از آن نیز از تلاش خود برای تاختن به بیداد و ستمگری و فخر فروشی، دست نکشید. دیکنز با بسط طرح اولیهٔ ساعت آقای همفری، داستان بلندی با عنوان دکان عتیقه چی نوشت و همچون گذشته، فریاد اعتراض خود را از بهکارگیری کودکان در معادن، به گوش جامعه بریتانیا رساند. همچنین طنز تمسخر علیه «توریها» را در نوشتههای خود جای داد، کسانیکه مخالف تصویب قوانین انسانی بودند.
سفر به آمریکا و فرانسه
چارلز دیکنز طرفداران زیادی در ایالات متحده آمریکا داشت. در سال ۱۸۴۲ با سفر به آمریکا و به رغم استقبال گرمی که از او شد، یادداشتهایی از آمریکا و مارتین چارلز لویت را به قلم آورد که آمیختهای بودند از ستودنیهای بسیار آمریکا و البته همهٔ آنچه که در نگاه دیکنز نفرتانگیز آمدند. وی در سالهای ۱۸۴۴–۱۸۴۵ نیز از ایتالیا دیدن کرد و در آنجا ناقوسهای جنوآ، عنوان بانگ ناقوسها را به ذهنش القا کرد. کتاب کوچکی که ضربهای بزرگ به نفع مستمندان روزگارش زد. در پی بازگشت از ایتالیا، چندی سردبیر دیلی نیوز (اخبار روز) شد و برای بهبود وضع مدارس ژندهپوشان و لغو اعدام مجرمان در ملأ عام، کمر همت بست. مدارس ژندهپوشان مؤسساتی بودند که در آن کودکان فقیر به رایگان آموزش میدیدند.
چارلز دیکنز دامبی و پسر را در پاریس و لوزان نوشت و پس از نگارش رمان سرشناس دیوید کاپرفیلد، مجلهٔ خود هاوسهولد وردز (سخنان خانگی) را راهاندازی کرد. مجلهای که سبک سخنی اساسی و انسانی داشت. دیکنز در این ایام نویسندگی و روزنامهنگاری را با تئاتر – که بیشتر به نفع مؤسسات خیریه برگزار میشد- در هم آمیخت.
دوران میانسالی
چارلز دیکنز در سال ۱۸۵۱ به «تاویستوک هاوس» کوچ کرد که برای اسکان خانوادهاش و خانوادهٔ همسرش که در ایام عدم حضور دیکنز در وطن با خانوادهٔ او زندگی میکردند، به اندازه لازم، بزرگ بود. پس از این جابهجایی نگارش خانه متروک را آغاز کرد. دیکنز در سال۱۸۵۳ سرود کریسمس را که ده سال پیش از آن نگاشته بود[۴] برای جماعتی ۲۰۰۰ نفری خواند و در سال بعد توانست با انتشار دوران سختی در فروش مجلهاش «هاوسهولد وردز» که آن روزها افت کرده بود، هیجانی به وجود آورد. با شیوع وبا در سال ۱۸۵۴ در همین مجله مصراً خواستار بهبود وضع بهداشت جامعه شد. چارلز دیکنز پالمرستن و دولتش را به خاطر سوء ادارهٔ وحشتناک جنگ کریمه مورد انتفاد قرار داد؛ و این انتقادها در بیکفایتی موصوف در داریت کوچک پی گرفت. دیکنز سرانجام موفق به خرید خانهای نزدیک روچستر -گذر هیل پلیس- شد. در سال ۱۸۵۷ در بحران جدایی از کاترین قرار گرفت. کاترین که هشت فرزند (دو دختر و شش پسر) برای همسرش به دنیا آورده بود، علاقهای به نظردادن در مورد کارهای همسرش نداشت و در همین زمان شایعهٔ وجود رابطه بین دیکنز و الن ترنان هنرپیشهٔ هفده ساله بر سر زبانها افتاد.[۵] چارلز دیکنز جواهری را که باید برای الن میفرستاد به اشتباه برای همسرش فرستاد که باعث لو رفتن او شد. این موضوع به محبوبیت دیکنز آسیب زد.[۱] دیکنز برای دفاع از بیگناهی خود و ترنان مقالهای در روزنامه تایم منتشر کرد. زندگینامهنویس کلر تومالین در کتاب زن نامرئی استدلال میکند که الن ترنان ۱۳سال پایانی عمر دیکنز را با وی به صورت مخفیانه زندگی کرد. بعداً از روی کتاب زن محرمانه یک نمایشنامه با نام نلی کوچک توسط سیمون گری نوشته شد.
حادثه قطار
در ۹ ژوئن ۱۸۶۵ قطار حامل چارلز دیکنز و الن ترنان دیکنز از روی یک پل سقوط کرد اما به دیکنز آسیب نرسید و او توانست به کمک دیگر مسافران برود. او تا هنگام رسیدن امدادگران به زخمیها کمک کرد و به کسانی که در حال مرگ بودند آرامش بخشید. سپس به داخل قطار بازگشت و دستنوشته نیمه تمام داستان دوست مشترکمان را بیرون آورد. پس از آن تا پایان عمر، هرگز سوار قطار نشد. دیکنز همچنین به دلیل همراهی الن ترنان با او در قطار از حضور در جلسه تحقیقات پیرامون این حادثه خودداری کرد. زیرا میتوانست باعث رسوایی شود.
مرگ
بیاعتنایی او به هشدارها (فلج جزئی – ناتوانی در خواندن حروف سمت چپ و لنگ زدن روزافزون پای چپ) تا بدانجا پیش رفت که در سال ۱۸۷۰ اقدام به یک رشته کتابخوانی تازه نمود. دیکنز در ۱۵ مارس ۱۸۷۰ برای آخرینبار سرود کریسمس را خواند و سرانجام در ۹ ژوئن ۱۸۷۰ در حالیکه ادوین درود به پایان نرسیده بود بهطور ناگهانی بر اثر سکته قلبی در محلی به نام گدز هیل از جهان رفت.
اقتباس سینمایی از آثار
روزنامه واشنگتن تايمز به مناسبت دويستمين سالگرد تولد «چارلز ديكنز»، فهرست 10 اقتباس برتر سينمايی و تلويزيونی از رمانهای اين نويسنده بزرگ را منتشر كرد. با گذشت بيش از صد سال، هنوز هم آثار ديكنز ميان فيلمسازان تلويزيونی و سينمايی محبوبيت دارند. هر يك از آثاری كه در اين فهرست آمدهاند، حداقل دو بار مورد اقتباس قرار گرفتهاند. 1ـ «آرزوهای بزرگ» (1946) «ديويد لين»، كارگردان سرشناس هاليوود اين اثر اقتباسی بود كه موفق به كسب دو جايزهي اسكار بهترين كارگردانی و بهترين فيلمبرداری شد. «آرزوهای بزرگ» نامزد سه جايزه اسكار هم بود. «ژان سيمونز» برای ايفای نقش «استلا» جوان نامزد يك جايزه اسكار شد. انجمن فيلم بريتانيا اين فيلم را در صدر فهرست بهترين فيلمهاي انگليسی نشاند.
2ـ «سرود كريسمس» (اسكروج) (1951) اين اثر ديكنز بارها و بارها مورد اقتباس قرار گرفته است كه آخرين آنها با نقشآفريني «جيم كری» در سال 2009 به صورت سهبعدی ساخته شد. اين فيلم در انگلستان با نام «اسكروج» و در آمريكا با نام «سرود كريسمس» به روی پرده رفت.
3ـ «اليور!» (1968) فيلم برجسته «كارول ريد» با الهام گرفتن از رمان «اليور تويست» چارلز ديكنز موفق شد در 11 بخش جوايز اسكار نامزد شود و شش جايزهی اسكار را نيز از آن خود كند كه از آن جمله ميتوان به اسكار بهترين فيلم و بهترين كارگردانی اشاره كرد. «رون مودی» كه نقش فاگين را در اين فيلم ايفا كرد، موفق شد براي هنرنمايیاش جايزه معتبر گلدن گلوب را كسب كند.
4ـ «داستان دو شهر» (1935) «رونالد كولمن» در اين اثر سينمايی نقش «سيدنی كارتن» را ايفا كرد. اين اثر بهترين اقتباس رمان معروف ديكنز محسوب میشود.
5ـ «اليور تويست» (1948) اين فيلم سينمايی به كارگردانی «ديويد لين» به عنوان بهترين اقتباس «اليور تويست» ديكنز محسوب میشود. «الك گينس»، «رابرت نيوتن» و «كی والش» در اين اثر سينمايی هنرنمايی كردند. انجمن فيلم بريتانيا اين فيلم را جزء 100 فيلم برتر انگليسی برشمرده است.
6ـ «خانه غمزده» (2005) اين اقتباس تلويزيونی از رمان معروف ديكنز نامزد دو جايزهی گلدن گلوب شد. در اين مينیسريال، «گيليان اندرسون» كه به تازگی در نقش «خانم هويشام» در اقتباس تلويزويوني «آرزوهاي بزرگ» ظاهر شده است، نقش «خانم ددلاك» را ايفا كرد.
7ـ «دوريت كوچولو» (2008) اينبار هم بیبیسی اثری ديگر از ديكنز را به مينیسريال موفقی تبديل كرد كه «متيو مكفادين»، بازيگری كه به بازی نقش «آقای دارسی» در فيلم «غرور و تعصب» شهرت دارد در آن نقشآفريني كرد. «ايمی دوريت» و «تام كورتنی» از ديگر بازيگران اين سريال بودند. «دوريت كوچولو» در سال 2009 روی آنتن شبكه «بی.بی.سی» رفت و برای جايزه «امی» نامزد شد.
8ـ «مارتين چازلويت» (1994) اين مينیسريال در سال 1995 نامزد جايزهی معتبر «امی» شد. شبكه بیبیسی رمان معروف ديكنز را با هنرنمايی «پل اسكوفيلد» و «تام ويلكينسون» به روی آنتن برد.
9ـ «دوست مشترك ما» (1998) اين مينیسريال در سال 1998 توسط «جولين فارينو» كارگردانی شد و يك سال بعد در ايالات متحده آمريكا منتشر شد.
10ـ «سرود كريسمس ميكی» (1983) اين انيميشن كوتاه فيلمی بود كه كودكان را در دهه 1980 با آثار ديكنز آشنا كرد. اين فيلم در آكادمی اسكار سال 1984 موفق به كسب جايزه بهترين فيلم انيميشن كوتاه شد.
شیوهٔ نوشتار
دیکنز نیز مانند بسیاری از رماننویسان دیگر (جرج الیوت، امیل زولا، دفو) از روزنامهنگاری آغاز کرد و سپس از واقعیت به خیال گرایید. وی نیز مانند دیوید کاپرفیلد را در حالی مینوشت که مقید به سخن دیگران بود. کارش در مقام گزارشگر مذاکرات پارلمانی به او سرعت و دقت آموخت. چارلز دیکنز از گزارشگری به شکل آزادتری از روزنامهنگاری گروید. طرحوارههایی از بوز در معنا مجموعه مقالاتی است که جریان تکامل رشد تدریجی این داستانسرا، شخصیتآفرین و تحلیلگر محیطها و اشیا را به دست میدهد. او هرچند هرگز از روزنامهنگاری نبرید و همواره سردبیر مجلات و سرگرم نوشتن مقالاتی برای روزنامهها و سخنرانیها بود، اما گفته میشود نمونهای روشن از کوشش روزنامهنگاری برای اعتلا بخشی به استعدادهای نویسندگی خویش است.
چارلز دیکنز ارائهکننده عوالم شهر است. دگرگونی شهر – چه از لحاظ اقتصادی و چه اجتماعی – و چیرگی او بر توصیف این دگرگونیها. در طرحوارهها به وضوح این توانایی را نشان میدهد. توصیف یک عمارت یا مؤسسه از زبان دیکنز، چیزی ورای وصفی خشک و خالی از عمارتی بیجان است. او ناظر تغییرپذیری ظاهر است و چنان توصیف میکند که گویی این عمارت ساکن نیست. او اشیا را در قیاس جنبههای متحرک جامعهای میبیند که در حال تبدل است. وقتی خیابانهای کثیف لندن را توصیف میکند چنین به ما میگوید: «نم همین قدر دزدانه و نرم فرود میآید که سنگفرش خیابانهای را چرب کند.» میگوید: «چراغهای گازی به علت مه سنگین و تنبلی که بر هر چیز مینشیند رخشندهتر مینمایند».
طرحوارههایی از بوز، از ذوق و استعداد کمدی دیکنز نیز جان میگیرد. چارلز دیکنز کمدی را به گونهای توصیف میکند که نشانه تأثیر گرفتن او از این تجربه است. بازیگران زن و دلقکها اغراق شدهاند، اما این اغراق بهطور قطع ملهم از مبادی تئاتر روزگار خویشند. یکی دیگر از استعدادهای نمایشی دیکنز، تأثرانگیزی و خوشمزگی است. یکی از طرحوارههای اولیه یعنی مغازهٔ گروگیر این تأثرانگیزی را به گونهای شایان بیان میکند. در این اثر، هم تجزیه و تحلیل و هم اقناع است که هم تفاهمبرانگیز و هم ترحمانگیز است.
دیوید کاپرفیلد به دوران پختگی و کمال هنری دیکنز تعلق دارد. حجم انتقاد صریح اجتماعی در این رمان کمتر از نوشتههای دیگر است. در اینجا توجه نویسنده به ماجراهای خانگی و روحانی بیشتر از بیدادهای اجتماعی است. هرچند با زندگیای که خود نویسنده داشتهاست، طبعاً توجه به مسائل روانشناختی از دید اجتماعی بارز و آشکار است. خفتهای شخصیت «هیپ» در این رمان، فرازجوییهایش، بزرگمنشیهای به خود بستهاش و نیز ترقی و تنزلش همه سمبولهای اجتماعی قابل شناختاند. این رمان در آن واحد تصویر یک شخصیت خاص و یک تعمیم نیرومند است.
دیکنز همیشه اطمینان حاصل میکرد که خوانندگانش مسحور داستان و مشتاق دنبال کردن آن هستند. برای همین، در دورانی که نوشتههای خود را به صورت روزانه در روزنامه چاپ میکرد داستان در لحظهای حساس پایان مییافت.[۱]
فهرست آثار
چارلز دیکنز آثار بسیاری به صورت رمان و داستانهای کوتاه دارد. او بیشتر داستانهای برجسته خود مانند الیور توئیست را به صورت داستانهای سریالی در روزنامهها و هفتهنامهها منتشر میکرد که بعدها به صورت کتاب جمعآوری شدند.
📚 آثار اصلی چارلز دیکنز
- الیور توئیست (Oliver Twist) – ۱۸۳۷–۱۸۳۹
- نیکلاس نیکلبی (Nicholas Nickleby) – ۱۸۳۸–۱۸۳۹
- داوید کاپرفیلد (David Copperfield) – ۱۸۴۹–۱۸۵۰
- خانه قانونزده (Bleak House) – ۱۸۵۲–۱۸۵۳
- روزگار سخت (Hard Times) – ۱۸۵۴
- داستان دو شهر (A Tale of Two Cities) – ۱۸۵۹
- آرزوهای بزرگ (Great Expectations) – ۱۸۶۰–۱۸۶۱
- دوست مشترک ما (Our Mutual Friend) – ۱۸۶۴–۱۸۶۵
- راز ادوین درود (The Mystery of Edwin Drood) – ۱۸۷۰ (ناتمام)
- سرود کریسمس (A Christmas Carol) – ۱۸۴۳
- دیگر آثار: بارنابی روج، شبگردیها، خانه اشباح، ماجراهای پیکویک و …
📖 ترجمههای فارسی شناختهشده
بسیاری از آثار دیکنز بارها به فارسی ترجمه شدهاند. نمونههای مهم:
- الیور توئیست – ترجمههای متعدد (احد علیقلیان، محسن سلیمانی، پرویز شهدی).
- داوید کاپرفیلد – ترجمه احد علیقلیان، پرویز شهدی.
- آرزوهای بزرگ – ترجمههای مختلف، از جمله توسط مترجمان معاصر.
- داستان دو شهر – ترجمههای متعدد، از جمله توسط مترجمان نشر مرکز و افق.
- سرود کریسمس – ترجمه فرزانه طاهری، همچنین با عناوین نغمه کریسمس یا آوای کریسمس.
- نیکلاس نیکلبی – ترجمه محسن سلیمانی (نشر افق).
- روزگار سخت – ترجمههای مختلف، از جمله توسط مترجمان کلاسیک.
- خانه قانونزده و دوست مشترک ما – ترجمههای پراکنده، کمتر شناختهشده.
✨ ویژگیهای آثار دیکنز
- نقد اجتماعی: فقر، فساد، بیعدالتی و شرایط کودکان کار.
- شخصیتپردازی ماندگار: شخصیتهایی چون اسکروج (سرود کریسمس) یا الیور توئیست.
- طنز و احساسات انسانی: ترکیب تراژدی و طنز برای بازنمایی زندگی طبقات پایین.
- محبوبیت جهانی: آثار او بارها اقتباس سینمایی و تلویزیونی شدهاند.
چارلز دیکنز (۱۸۱۲–۱۸۷۰) در طول زندگیاش هیچ جایزه ادبی رسمی دریافت نکرد، زیرا در قرن نوزدهم هنوز جوایز ادبی بینالمللی مانند نوبل وجود نداشت. با این حال، او به شهرت جهانی رسید، عضو انجمن سلطنتی هنر شد و پس از مرگ در کلیسای وستمینستر لندن به خاک سپرده شد؛ افتخاری که تنها به بزرگترین چهرههای فرهنگی بریتانیا داده میشود.
🎖 جایگاه و افتخارات چارلز دیکنز
۱. نبود جوایز رسمی
- در زمان حیات دیکنز، جایزه نوبل ادبیات (تأسیس ۱۹۰۱) و دیگر جوایز معتبر هنوز وجود نداشتند.
- بنابراین او هیچ جایزه بینالمللی یا ملی به معنای امروزی دریافت نکرد.
۲. افتخارات اجتماعی و فرهنگی
- عضویت در انجمن سلطنتی هنر (Royal Society of Arts) به او اعطا شد.
- دیکنز در زمان حیاتش به عنوان محبوبترین نویسنده عصر ویکتوریا شناخته میشد و آثارش تیراژهای بسیار بالایی داشت.
- او در سفرهایش به آمریکا و اروپا با استقبال گسترده مردم و روشنفکران روبهرو شد.
۳. افتخار پس از مرگ
- پس از درگذشت در سال ۱۸۷۰، دیکنز در کلیسای وستمینستر لندن دفن شد؛ جایی که شاعران و نویسندگان بزرگ بریتانیا مانند شکسپیر و چاسر نیز آرام گرفتهاند.
- این خاکسپاری در «گوشه شاعران» (Poets’ Corner) بهعنوان بالاترین افتخار فرهنگی برای یک نویسنده محسوب میشود.
۴. میراث ادبی
- آثار او مانند الیور توئیست، دیوید کاپرفیلد، داستان دو شهر و آرزوهای بزرگ هنوز هم در فهرست کلاسیکهای جهان قرار دارند.
- بسیاری از نویسندگان بزرگ قرن بیستم از جمله لئو تولستوی، جورج اورول و جی.کی. چسترتون او را تحسین کردهاند.
- امروزه جوایز و جشنوارههای متعددی در جهان به نام او برگزار میشوند، هرچند اینها پس از مرگش ایجاد شدهاند.
✨ جمعبندی
چارلز دیکنز به دلیل شرایط تاریخی، هیچ جایزه ادبی رسمی دریافت نکرد، اما محبوبیت بینظیر، عضویت در انجمن سلطنتی هنر و دفن در وستمینستر جایگاه او را تثبیت کرد. میراث او بهعنوان یکی از بزرگترین رماننویسان جهان، جایزهای است که فراتر از هر مدال یا نشان رسمی باقی مانده است.
- سطح / ناشر1- انگلستان، رمان نویس
- بازدید317
- زندگینامه:چارلز دیکنز در ۷ فوریه ۱۸۱۲ در لندپورت زاده شد. او دومین پسر از ۸ فرزند جان دیکنز، کارمند اداره کارپردازی نیروی دریایی پادشاهی بریتانیا بود. پدرش از طبقه کارگر و اهل لاابالیگری و وامداری بود. جان دیکنز دوست داشت که در طبقه ممتاز پذیرفته شود. برای همین، در تلاش برای اینکه یکی از فرزندانش به جایی برسد یکی از خواهران چارلز را به آکادمی سلطنتی موسیقی لندن فرستادند که یک آموزشگاه موسیقی اشرافی بود. جان، پدر چارلز دیکنز نشان خانوادگی یک خانواده مرفه دیگر را برای خانواده خود اقتباس کرد....
- ولادت/وفات:۱۸۱۲–۱۸۷۰
- زادگاه:انگلستان
- افتخارات و جوایز:🎖 جایگاه و افتخارات چارلز دیکنز
۱. نبود جوایز رسمی
در زمان حیات دیکنز، جایزه نوبل ادبیات (تأسیس ۱۹۰۱) و دیگر جوایز معتبر هنوز وجود نداشتند.
بنابراین او هیچ جایزه بینالمللی یا ملی به معنای امروزی دریافت نکرد.
۲. افتخارات اجتماعی و فرهنگی
عضویت در انجمن سلطنتی هنر (Royal Society of Arts) به او اعطا شد.
دیکنز در زمان حیاتش به عنوان محبوبترین نویسنده عصر ویکتوریا شناخته میشد و آثارش تیراژهای بسیار بالایی داشت.
او در سفرهایش به آمریکا و اروپا با استقبال گسترده مردم و روشنفکران روبهرو شد.
۳. افتخار پس از مرگ
پس از درگذشت در سال ۱۸۷۰، دیکنز در کلیسای وستمینستر لندن دفن شد؛ جایی که شاعران و نویسندگان بزرگ بریتانیا مانند شکسپیر و چاسر نیز آرام گرفتهاند.
این خاکسپاری در «گوشه شاعران» (Poets’ Corner) بهعنوان بالاترین افتخار فرهنگی برای یک نویسنده محسوب میشود. - رمانها:📚 آثار اصلی چارلز دیکنزالیور توئیست (Oliver Twist) – ۱۸۳۷–۱۸۳۹نیکلاس نیکلبی (Nicholas Nickleby) – ۱۸۳۸–۱۸۳۹داوید کاپرفیلد (David Copperfield) – ۱۸۴۹–۱۸۵۰خانه قانونزده (Bleak House) – ۱۸۵۲–۱۸۵۳روزگار سخت (Hard Times) – ۱۸۵۴داستان دو شهر (A Tale of Two Cities) – ۱۸۵۹آرزوهای بزرگ (Great Expectations) – ۱۸۶۰–۱۸۶۱دوست مشترک ما (Our Mutual Friend) – ۱۸۶۴–۱۸۶۵راز ادوین درود (The Mystery of Edwin Drood) – ۱۸۷۰ (ناتمام)سرود کریسمس (A Christmas Carol) – ۱۸۴۳دیگر آثار: بارنابی روج، شبگردیها، خانه اشباح، ماجراهای پیکویک و …
- 📖 آثار ترجمه شده:ترجمههای فارسی شناختهشدهبسیاری از آثار دیکنز بارها به فارسی ترجمه شدهاند. نمونههای مهم:1- الیور توئیست – ترجمههای متعدد (احد علیقلیان، محسن سلیمانی، پرویز شهدی).2- داوید کاپرفیلد – ترجمه احد علیقلیان، پرویز شهدی.3- آرزوهای بزرگ – ترجمههای مختلف، از جمله توسط مترجمان معاصر.4- داستان دو شهر – ترجمههای متعدد، از جمله توسط مترجمان نشر مرکز و افق.5- سرود کریسمس – ترجمه فرزانه طاهری، همچنین با عناوین نغمه کریسمس یا آوای کریسمس.6- نیکلاس نیکلبی – ترجمه محسن سلیمانی (نشر افق).7- روزگار سخت – ترجمههای مختلف، از جمله توسط مترجمان کلاسیک.8- خانه قانونزده و دوست مشترک ما – ترجمههای پراکنده، کمتر شناختهشده.
- ویژگیهای آثار:میراث ادبی:
آثار او مانند الیور توئیست، دیوید کاپرفیلد، داستان دو شهر و آرزوهای بزرگ هنوز هم در فهرست کلاسیکهای جهان قرار دارند.
بسیاری از نویسندگان بزرگ قرن بیستم از جمله لئو تولستوی، جورج اورول و جی.کی. چسترتون او را تحسین کردهاند.
امروزه جوایز و جشنوارههای متعددی در جهان به نام او برگزار میشوند، هرچند اینها پس از مرگش ایجاد شدهاند. - اقتباس از اثراقتباس سینمایی از آثار:
1ـ «آرزوهای بزرگ» (1946) «ديويد لين»، كارگردان سرشناس هاليوود اين اثر اقتباسی بود كه موفق به كسب دو جايزهي اسكار بهترين كارگردانی و بهترين فيلمبرداری شد. «آرزوهای بزرگ» نامزد سه جايزه اسكار هم بود.
2ـ «سرود كريسمس» (اسكروج) (1951) اين اثر ديكنز بارها و بارها مورد اقتباس قرار گرفته است كه آخرين آنها با نقشآفريني «جيم كری» در سال 2009 به صورت سهبعدی ساخته شد. اين فيلم در انگلستان با نام «اسكروج» و در آمريكا با نام «سرود كريسمس» به روی پرده رفت.
3ـ «اليور!» (1968) فيلم برجسته «كارول ريد» با الهام گرفتن از رمان «اليور تويست» چارلز ديكنز موفق شد در 11 بخش جوايز اسكار نامزد شود و شش جايزهی اسكار را نيز از آن خود كند كه از آن جمله ميتوان به اسكار بهترين فيلم و بهترين كارگردانی اشاره كرد.
4ـ «داستان دو شهر» (1935) «رونالد كولمن» در اين اثر سينمايی نقش «سيدنی كارتن» را ايفا كرد. اين اثر بهترين اقتباس رمان معروف ديكنز محسوب میشود.
5ـ «اليور تويست» (1948) اين فيلم سينمايی به كارگردانی «ديويد لين» به عنوان بهترين اقتباس «اليور تويست» ديكنز محسوب میشود. «الك گينس»، «رابرت نيوتن» و «كی والش» در اين اثر سينمايی هنرنمايی كردند. انجمن فيلم بريتانيا اين فيلم را جزء 100 فيلم برتر انگليسی برشمرده است.
6ـ «خانه غمزده» (2005) اين اقتباس تلويزيونی از رمان معروف ديكنز نامزد دو جايزهی گلدن گلوب شد. در اين مينیسريال، «گيليان اندرسون» كه به تازگی در نقش «خانم هويشام» در اقتباس تلويزويوني «آرزوهاي بزرگ» ظاهر شده است، نقش «خانم ددلاك» را ايفا كرد.
7ـ «دوريت كوچولو» (2008) اينبار هم بیبیسی اثری ديگر از ديكنز را به مينیسريال موفقی تبديل كرد كه «متيو مكفادين»، بازيگری كه به بازی نقش «آقای دارسی» در فيلم «غرور و تعصب» شهرت دارد در آن نقشآفريني كرد.
8ـ «مارتين چازلويت» (1994) اين مينیسريال در سال 1995 نامزد جايزهی معتبر «امی» شد. شبكه بیبیسی رمان معروف ديكنز را با هنرنمايی «پل اسكوفيلد» و «تام ويلكينسون» به روی آنتن برد.
9ـ «دوست مشترك ما» (1998) اين مينیسريال در سال 1998 توسط «جولين فارينو» كارگردانی شد و يك سال بعد در ايالات متحده آمريكا منتشر شد.
10ـ «سرود كريسمس ميكی» (1983) اين انيميشن كوتاه فيلمی بود كه كودكان را در دهه 1980 با آثار ديكنز آشنا كرد. اين فيلم در آكادمی اسكار سال 1984 موفق به كسب جايزه بهترين فيلم انيميشن كوتاه شد.