نمایشنامه سانسِت لیمیتد، ایستگاه پایانی

نمایشنامه سانسِت لیمیتد، ایستگاه پایانی
ویژه⭐ محبوب✨

معرفی کتاب:

کتاب سانست لیمیتد، ایستگاه پایانی یکی از برترین نمایشنامه‌های کورمک مک کارتی است که با موضوع و بیان متفاوت خود خوانندگان را شگفت‌زده کرد. شخصیت‌های اصلی این نمایش دو مرد با نژادهای متفاوت هستند که بعد از یک اتفاق با یکدیگر آشنا می‌شوند و در مکالمه‌ای جذاب همدیگر را به چالش می‌کشند.

درباره کتاب:

زمانی که به کمک نیاز داریم، چه شخصی ما را نجات خواهد داد؟ اولین پاسخ‌های این سوال معمولا خانواده و دوستانمان هستند، اما فرشته نجات گاهی یک غریبه است که حتی اسم ما را نمی‌داند. کتاب سانست لیمیتد، ایستگاه پایانی (The Sunset Limited) روایت برخوردی غیرمنتظره از همین جنس است که دو غریبه را با هم آشنا می‌کند و به گفتگویی طولانی می‌انجامد. کورمک مک کارتی این دو شخصیت را براساس رنگ پوستشان سفید و سیاه می‌نامد، اولی یک کلاهبردار سابق و دومی استاد دانشگاه. شخصیت‌های این داستان در همه چیز با همدیگر تفاوت دارند: نژاد، خانواده، گذشته، حال و به احتمال بسیار حتی در آینده اما مکالمه آن‌ها به سرعت عمیق شده و جذابیت عجیب آن با هر جمله‌ای که به زبان می‌آورند بیشتر و بیشتر می‌شود.

گفتگوی این دو نفر در ابتدا شاید پرسش و پاسخی ساده به نظر برسد، اما هر جمله‌ای که آن‌ها به زبان می‌آورند برگرفته از تجربیات گذشته و باورهایی عمیق درباره زندگی است. سفید و سیاه به صورت ناخواسته وارد بحث‌های بنیادین درباره عدالت، ایمان و امید می‌شوند که جانی دوباره به بحث‌های کلیشه‌ای می‌بخشد و کشش آن خواننده را شگفت‌زده می‌کند. به عنوان جمع‌بندی باید گفت کتاب سانست لیمیتد، ایستگاه پایانی اثری ماهرانه، زیبا، پر از فراز و فرود و تفکربرانگیز است که توسط کورمک مک کارتی، یکی از باهوش‌ترین نویسندگان زمان نوشته شده و مهارت او را در نمایشنامه‌نویسی به رخ می‌کشد.

اقتباس‌های سینمایی از کتاب:

در سال 2011، یک اقتباس سینمایی با همین نام توسط تامی لی جونز ساخته شد. جونز علاوه بر کارگردانی، در این فیلم نقش سفید را به عهده داشت و در مقابل ساموئل ال جکسون، بازیگر معروف هالیوود به بازی پرداخت. این اثر با استقبال متوسطی رو به رو شد و امتیاز بالایی دریافت نکرد، اما منتقدان بسیاری معتقدند که جونز و جکسون اوج توانایی‌های خود را در فیلم The Sunset Limited به نمایش گذاشته‌اند و تماشای قدرت بازیگری این دو نفر تجربه‌ای حیرت‌انگیز است.

کتاب سانست لیمیتد، ایستگاه پایانی مناسب چه کسانی است؟

مطالعه این اثر به علاقه‌مندان آثار نمایشنامه‌ای و ادبیات آمریکا توصیه می‌شود.

در بخشی از کتاب:

سیاه: داشتم می‌رفتم سرکار.
سفید: که سر راهت یه چیز جالب برات اتفاق افتاد.
سیاه: آره. اتفاق افتاد.
سفید: اخراجت نمی‌کنن؟
سیاه: نه اخراجم نمی‌کنن.
سفید: یه تماسی باهاشون بگیر.
سیاه: تلفن ندارم. در کل وقتی نرم، می‌دونن که نمی‌یام. من از اوناش نیستم که دیر می‌رن سر کار.
سفید: چرا تلفن نداری؟
سیاه: به دردم نمی‌خوره. اگر هم تلفن داشتم، این بنگی‌ها می‌دزدیدنش.
سفید: خب یه ارزونش رو بخر.
سیاه: هیچی واسه یه بنگی ارزون نیست. بیا دوباره از خودت حرف بزنیم.
سفید: بذار فقط واسه یه دقیقه راجع به تو حرف بزنیم.

مشخصات و دانلود
  • سطح / ناشر،
  • بازدید425
  • ناشردیدآور
  • دسته‌بندی کنابنمایشنامه
  • نویسندهکورمک مک‌کارتی (انگلیسی: Cormac McCarthy؛ ۲۰ ژوئیهٔ ۱۹۳۳ – ۱۳ ژوئن ۲۰۲۳) که با نام چارلز مک‌کارتی (به انگلیسی: Charles McCarthy) زاده شد رمان‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس آمریکایی بود.
    مک‌کارتی از نظر بعضی منتقدان نویسندهٔ سردی بود که سوژه‌هایش را دور از خودش نگه می‌دارد و نگاه بالینی به آن‌ها می‌اندازد. او در سال ۲۰۰۷ برنده جایزه پولیتزر شد.

    آغاز زندگی:
    کورمک مک‌کارتی در ۲۰ ژوئیهٔ سال ۱۹۳۳ در شهر پراویدنس ایالت رودآیلند زاده شد. او همراه ۵ خواهر و برادر در یک خانهٔ بزرگ در شهر ناکسویل ایالت تنسی بزرگ شد. پدر مک‌کارتی در این شهر یک وکیل موفق بود. مک‌کارتی گفته بود. ما آدم‌های پولداری به حساب می‌آمدیم. چون آدم‌های دور و بر ما در آلونک‌های یک یا دو اتاقه زندگی می‌کردند.
  • تعداد صفحات91 صفحه
  • زبانفارسی
  • مترجمایمان مختار
  • اقتباسدر سال 2011، یک اقتباس سینمایی با همین نام توسط تامی لی جونز ساخته شد. جونز علاوه بر کارگردانی، در این فیلم نقش سفید را به عهده داشت و در مقابل ساموئل ال جکسون، بازیگر معروف هالیوود به بازی پرداخت. این اثر با استقبال متوسطی رو به رو شد و امتیاز بالایی دریافت نکرد، اما منتقدان بسیاری معتقدند که جونز و جکسون اوج توانایی‌های خود را در فیلم The Sunset Limited به نمایش گذاشته‌اند و تماشای قدرت بازیگری این دو نفر تجربه‌ای حیرت‌انگیز است.
  • درباره کتابکتاب «سانست لیمیتد» نمایشنامه ای نوشته ی «کورمک مک کارتی» است که اولین بار در سال 2006 منتشر شد. در آپارتمانی کوچک، دو مرد که با نام «سیاه» و «سفید» شناخته می‌شوند، مکالمه‌ای را آغاز می‌کنند که گذشته هر کدام از آن‌ها را به تصویر می‌کشد و خاستگاه‌های دو جهان بینی کاملا متضاد را آشکار می‌کند. «سفید»، یک استاد دانشگاه است که زندگی به ظاهر راحت و رشک برانگیزش، او را در ناامیدی غرق کرده است. «سیاه» که قبلا خلافکار و معتاد بوده، امید بیشتری نسبت به دوستش دارد—اگرچه او نیز ناامیدانه در تلاش است تا قدرت ایمان را به دوستش اثبات کند. هدف آن‌ها از انجام این مکالمه، چیزی نیست جز کشف معنای زندگی.
  • خلاصه کتابسیاه: داشتم می‌رفتم سرکار.
    سفید: که سر راهت یه چیز جالب برات اتفاق افتاد.
    سیاه: آره. اتفاق افتاد.
    سفید: اخراجت نمی‌کنن؟
    سیاه: نه اخراجم نمی‌کنن.
    سفید: یه تماسی باهاشون بگیر.
    سیاه: تلفن ندارم. در کل وقتی نرم، می‌دونن که نمی‌یام. من از اوناش نیستم که دیر می‌رن سر کار.
    سفید: چرا تلفن نداری؟ ....

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

سبد خرید
پیمایش به بالا