
فیودور داستایفسکی (۱۸۲۱–۱۸۸۱) یکی از بزرگترین نویسندگان روسیه و جهان است. آثار او ترکیبی از رمانهای فلسفی–روانشناختی، داستانهای کوتاه و یادداشتهای اجتماعی هستند که به بررسی وجدان، ایمان، گناه، آزادی و روان انسان میپردازند. بسیاری از این آثار به فارسی ترجمه شدهاند و در ایران محبوبیت فراوان دارند.
اکثر داستانهای وی همچون شخصیت خودش سرگذشت مردمیست عصیان زده، بیمار و روانپریش. او ابتدا برای امرار معاش به کار ترجمه پرداخت و آثاری چون اورژنی گرانده اثر بالزاک و دون کارلوس اثر فریدریش شیلر را ترجمه کرد. در اکثر داستانهای او مثلث عشقی دیده می شود ، به این معنی که خانمی در میان عشق دو مرد یا آقایی در میان عشق دو زن قرار می گیرد . در این گره افکنی ها بسیاری از مسایل روانشناسانه که امروز تحت عنوان روانکاوی معرفی می شود ، بیان می شود و منتقدان ، این شخصیتهای زنده و طبیعی و برخوردهای کاملاً انسانی آنها را ستایش کردهاند .
نام
مترجمان مختلف نام این نویسنده را به اشکال متفاوتی در فارسی نوشتهاند: «داستایوفسکی»، «داستایِفسکی» و «داستایِوسکی» که مورد دوم تلفظ صحیح نام اوست. خشایار دیهیمی در ترجمهٔ زندگینامهٔ داستایِفسکی نوشتهٔ ادوارد هلت کار نام او را به شکل «داستایِفسکی» آوردهاست. نام کوچک او نیز در متون ترجمهشده به اشکال «فیودور» و «فئودور» آمدهاست. با توجه به تلفظ روسی نام او، «فیودور دوستایِفسکی» صحیح است. در بین عامه فارسی زبانان به داستایوفسکی معروف است.
زندگی
اوایل زندگی
فیودور میخایلاویچ فرزند دوم خانواده دوستایِوسکی در ۳۰ اکتبر ۱۸۲۱ به دنیا آمد. پدرش پزشک بود و از اوکراین به مسکو مهاجرت کرده بود و مادرش دختر یکی از بازرگانان مسکو بود. در دهسالگی والدینش مزرعهای کوچک در حومه شهر تولا در نزدیکی مسکو خریدند که از آن به بعد تابستانها را در این مکان میگذراندند.
در ۱۸۳۴ همراه با برادرش به مدرسهٔ شبانهروزی منتقل شدند و سه سال آنجا ماندند. در پانزدهسالگی مادرش از دنیا رفت. در همان سال امتحانات ورودی دانشکدهٔ مهندسی نظامی را در سن پترزبورگ با موفقیت پشت سر گذاشت و در ژانویهٔ ۱۸۳۸ وارد دانشکده شد. در تابستان ۱۸۳۹ خبر فوت پدرش به او رسید.
نویسندگی
در ۱۸۴۳ با درجهٔ افسری از دانشکدهٔ نظامی فارغالتحصیل شد و شغلی در ادارهٔ مهندسی وزارت جنگ به دست آورد. تا تابستان ۱۸۴۴ سهم ارث پدریاش به خاطر ولخرجیهای مختلف به اتمام رسید. اوژنی گرانده اثر بالزاک را ترجمه کرد و در همین سال از ارتش استعفا کرد. در زمستان ۱۸۴۴–۱۸۴۵ رمان کوتاه بیچارگان را نوشت که بدین وسیله وارد محافل نویسندگان رادیکال و ساختارشکن بزرگ در سن پترزبورگ شد و برای خود شهرتی کسب کرد. طی دو سال بعد داستانهای همزاد، آقای پروخارچین و زنِ صاحبخانه را نوشت.
یک جاسوس پلیس در این محفل رخنه کرد و موضوعات بحث این روشنفکران را به مقامات امنیتی روسیه گزارش داد. پلیس مخفی در روز ۲۲ آوریل ۱۸۴۹ او را به جرم براندازی حکومت دستگیر کرد.
زندان
![]()
آزادی و ازدواج
در ۱۵ فوریه ۱۸۵۴ از زندان بیرون آمد تا دورهٔ بعدی مجازاتش را در لباس سرباز عادی طی کند. به عنوان مأمور خدمت در گردان هفتم پیادهنظام سیبری به سمی (سمیپالاتینسک) اعزام شد. در ۶ فوریه ۱۸۵۷ بعد از دو سال عشق جانفرسا با «ماریا دیمیتریونا» بیوهٔ یک کارمند گمرک ازدواج کرد. در بهار ۱۸۵۹ استعفایش از ارتش پذیرفته شد و توانست به نزدیکی مسکو نقل مکان کند. دو داستان خواب عموجان و دهکدهٔ ستیپان چیکاوا را نوشت و به چاپ رسانید. در سال ۱۸۵۹ عرضحالی برای الکساندر دوم که تازه بر تخت نشسته بود فرستاد و بدین وسیله اجازه یافت به سن پترزبورگ برود. یک سال بعد او به جمع ادیبان و روشنفکران شهر سن پترزبورگ ملحق شد. در نشریهای که برادرش منتشر میکرد ‐ «ورمیا» ‐ شروع به روزنامهنگاری کرد. از ژوئن تا اوت ۱۸۶۲ به اروپا سفر کرد. داستانی به نام ماجرای بیشرمانه را در «ورمیا» به چاپ رسانید. در ماه ژوئن ۱۸۶۳ «ورمیا» تعطیل شد. قسمتی از تابستان و پاییز ۱۸۶۳ را با معشوقش در اروپا گذراند. در ۱۰ ژوئیه ۱۸۶۴ «میخاییل دوستایِوسکی» برادر بزرگش درگذشت. در ۱۶ آوریل ۱۸۶۴ ماریا دیمیتریونا درگذشت. در فاصله سالهای ۶۴–۱۸۶۲ کتابهای خاطرات خانه اموات و آزردگان را به چاپ رسانید.
سفر به اروپا
در ۱۸۶۶ جنایت و مکافات را نوشت و در اکتبر همان سال رمان قمارباز را در ۲۶ روز نوشت این کار با تندنویسی «آنا گریگوریونا» انجام شد. در ۱۵ فوریه ۱۸۶۷ با آنا ازدواج کرد و در آوریل همان سال با همسرش به اروپا سفر کرد و تا تابستان ۱۸۷۱ به روسیه بازنگشت. در این سفر بارها پول خود را در قمار از دست داد. سال اول سفر را در سوئیس و سال دوم را در ایتالیا و دو سال آخر را در دِرِسدِن گذراند.
در فوریهٔ سال ۱۸۶۸ دخترش «سوفیا» به دنیا آمد که بیشتر از سه ماه زنده نماند. نوشتن ابله را در ژانویهٔ ۱۸۶۹ در فلورانس به پایان رسانید و همیشه شوهر را در پاییز همان سال در درسدن نوشت. در ماه سپتامبر ۱۸۶۹ دختر دومش به نام «لیوبوف» به دنیا آمد. در ژوئیهٔ ۱۸۷۱ نوشتن جنزدگان را به پایان رسانید. در تابستان همان سال پسرش به نام «فدیا» به دنیا آمد. در آغاز سال ۱۸۷۳ سردبیر مجلهٔ «گراژ دانین» شد و تا ماه مارس سال بعد به این کار ادامه داد. جوان خام را در زمستان ۷۵‐۱۸۷۴ نوشت که در طول سال ۱۸۷۵ در مجله «اوتچستیه زابیسکی» انتشار یافت. «آلیوشا» آخرین فرزندش در ماه اوت ۱۸۷۵ به دنیا آمد که در سه سالگی بر اثر حمله صرع در گذشت. دفتر یادداشت روزانه یک نویسنده را طی سالهای ۷۷‐۱۸۷۶ به همین نام در روزنامه منتشر کرد. برادران کارامازوف در طول سالهای ۷۹‐۱۸۸۰ به تدریج در «روسکی وستنیک» منتشر شد.
مرگ
![]()
در ۷ فوریه (مطابق تقویم سبک قدیم: ۲۶ ژانویه) ۱۸۸۱ خواهرش نزد وی آمد، و از او خواست تا سهم خودش از املاک به ارث رسیده از عمهشان را به خواهرانش بدهد. ممکن است که این مکالمه ناخوشایند باعث تشدید بیماری وی (آمفیزم) شده باشد. پس از ۲ روز، در ۹ فوریه (مطابق تقویم سبک قدیم: ۲۸ ژانویه) ۱۸۸۱ در شصتمین سال از زندگی خود، دوستایِوسکیدر گذشت. تشخیص، سل ریوی، برونشیت مزمن و بیماری مزمن انسدادی ریه بود.
دیدگاه
مخالفت و اعلام جرم دوستایِوسکی علیه نهیلیسم روسی در کتاب او با عنوان تسخیرشدگان (جن زدگان) به خوبی منعکس شدهاست. این کتاب که در سال ۱۸۷۲ چاپ شد به خاطر زبان آمرانه و نصیحت گونه آن مورد انتقاد قرار گرفته ولی بدون تردید او میخواست نشان دهد که افکار مرسوم در میان روشنفکران آن نسل میتوانند خطرناک باشند. داستانی که داستایفسکی در این کتاب نقل میکند در قالب یک طنز سیاه و گزنده، روشنفکران هم دوره خود را به خاطر بازی کردن با ایدههای انقلابی بدون آنکه بدانند انقلاب در عمل به چه معنایی است به نقد میکشد. داستان کتاب را در واقع میتوان نسخهای از حوادث واقعی دانست که در زمانی که دوستایِوسکی مشغول نگارش کتاب بود اتفاق میافتاد. داستایفسکی در داستان تسخیر شدگان استدلال میکند که فراموش کردن موازین اخلاقی و انسانی به خاطر افکار آزادیخواهانه به نوعی تمامیتخواهی و استبداد بدتر از گذشته منجر میشود.
مارشال برمن در کتاب تجربه مدرنیته برای توضیح مدرنیزاسیون از بالا و توسعه نیافتگی دوران تزاری در روسیه، شهر سن پترزبورگ و بلوار معروف نووسکی را مثال زده و برای توضیح آن از آثار فئودور دوستایِوسکی استفاده کردهاست.
شاید بتوان گفت مشهورترین دیدگاه دوستایِوسکی که از زبان یکی از شخصیتهای رمان برادران کارامازوف بیان میشود، این جمله باشد که «اگر خدایی وجود نداشته باشد، همهچیز مجاز است». ژیل دلوز و ژک لکان، متفکران معاصر فرانسوی خلاف این عقیده را دارند. لکان معتقد است دقیقاً وجود منع الهی است که زمینهٔ گناه را فراهم میسازد. به باور دلوز نیز قضیه کاملاً برعکس چیزی است که دوستایِوسکی میگوید، زیرا به واسطهٔ وجود خداست که همهچیز مجاز است.
📚 آثار اصلی داستایفسکی
- بیچارگان (Poor Folk) – ۱۸۴۶
- همزاد (The Double) – ۱۸۴۶
- یادداشتهای خانه مردگان (Notes from the House of the Dead) – ۱۸۶۱
- یادداشتهای زیرزمینی (Notes from Underground) – ۱۸۶۴
- جنایت و مکافات (Crime and Punishment) – ۱۸۶۶
- قمارباز (The Gambler) – ۱۸۶۷
- ابله (The Idiot) – ۱۸۶۸–۱۸۶۹
- جنزدگان / شیاطین (Demons / The Possessed) – ۱۸۷۱–۱۸۷۲
- برادران کارامازوف (The Brothers Karamazov) – ۱۸۷۹–۱۸۸۰
- یادداشتهای نویسنده (A Writer’s Diary) – ۱۸۷۳–۱۸۸۱
📖 ترجمههای فارسی شناختهشده
بسیاری از آثار داستایفسکی بارها به فارسی ترجمه شدهاند. برخی از مترجمان برجسته عبارتند از:
- سروش حبیبی: ترجمههای معتبر از جنایت و مکافات، ابله، برادران کارامازوف، شبهای روشن، همزاد.
- صالح حسینی: ترجمه برادران کارامازوف و جنزدگان.
- احد علیقلیان: ترجمه روان و محبوب از برادران کارامازوف.
- خشایار دیهیمی: ترجمه بیچارگان.
- جلال آلاحمد: ترجمه قدیمی قمارباز.
- پرویز شهدی: ترجمههای متعدد از ابله، جنایت و مکافات و دیگر آثار.
✨ نکات مهم
- جنایت و مکافات و برادران کارامازوف پرخوانندهترین آثار داستایفسکی در ایران هستند.
- شبهای روشن به دلیل حجم کم و فضای عاشقانه، یکی از محبوبترین آثار او در فارسی است.
- ترجمههای سروش حبیبی به دلیل وفاداری به متن روسی و نثر روان، بیشترین استقبال را داشتهاند روزانه چطور idat.ir.
📌 داستایفسکی در ایران جایگاه ویژهای دارد؛ آثار او نهتنها در محافل دانشگاهی بلکه در میان خوانندگان عمومی نیز پرطرفدارند.
- سطح / ناشر1- روسیه، رمان نویس، نویسنده
- بازدید604
- زندگینامه:فیودور میخایلاویچ فرزند دوم خانواده دوستایِوسکی در ۳۰ اکتبر ۱۸۲۱ به دنیا آمد. پدرش پزشک بود و از اوکراین به مسکو مهاجرت کرده بود و مادرش دختر یکی از بازرگانان مسکو بود. در دهسالگی والدینش مزرعهای کوچک در حومه شهر تولا در نزدیکی مسکو خریدند که از آن به بعد تابستانها را در این مکان میگذراندند.
در ۱۸۳۴ همراه با برادرش به مدرسهٔ شبانهروزی منتقل شدند و سه سال آنجا ماندند. در پانزدهسالگی مادرش از دنیا رفت. در همان سال امتحانات ورودی دانشکدهٔ مهندسی نظامی را در سن پترزبورگ با موفقیت پشت سر گذاشت و در ژانویهٔ ۱۸۳۸ وارد دانشکده شد. در تابستان ۱۸۳۹ خبر فوت پدرش به او رسید. - ولادت/وفات:زادهٔ ١١ نوامبر ١٨٢١ – درگذشتهٔ ٩ فوریهٔ ١٨٨١
- زادگاه:مسگو
- رمانها:آثار اصلی داستایفسکی:1- ۱۸۴۶؛ بیچارگان (Poor Folk)2- ۱۸۴۶؛ همزاد (The Double)3- ۱۸۶۱؛ یادداشتهای خانه مردگان (Notes from the House of the Dead)4- ۱۸۶۴؛ یادداشتهای زیرزمینی (Notes from Underground)5- ۱۸۶۶؛ جنایت و مکافات (Crime and Punishment)6- ۱۸۶۷؛ قمارباز (The Gambler)7- ۱۸۶۸–۱۸۶۹؛ ابله (The Idiot)8- ۱۸۷۱–۱۸۷۲؛ جنزدگان / شیاطین (Demons / The Possessed)9- ۱۸۷۹–۱۸۸۰؛ برادران کارامازوف (The Brothers Karamazov)10- ۱۸۷۳–۱۸۸۱؛ یادداشتهای نویسنده (A Writer’s Diary)
- 📖 آثار ترجمه شده:ترجمههای فارسی شناختهشده:بسیاری از آثار داستایفسکی بارها به فارسی ترجمه شدهاند. برخی از مترجمان برجسته عبارتند از:1- سروش حبیبی: ترجمههای معتبر از جنایت و مکافات، ابله، برادران کارامازوف، شبهای روشن، همزاد.2- صالح حسینی: ترجمه برادران کارامازوف و جنزدگان.3- احد علیقلیان: ترجمه روان و محبوب از برادران کارامازوف.4- خشایار دیهیمی: ترجمه بیچارگان.5- جلال آلاحمد: ترجمه قدیمی قمارباز.6- پرویز شهدی: ترجمههای متعدد از ابله، جنایت و مکافات و دیگر آثار.