بازاریابی و اهمیت آن در توسعه کسب و کار
گردآوری: فریبرز ذبیحیان
بازاریابی نقش بسیار مهمی در توسعه کسب و کار دارد و به عنوان راهنمایی برای جلب مشتریان، افزایش فروش، توسعه برند و ایجاد تفاوت رقابتی در بازار عمل میکند. در ادامه به برخی از اصول مهم بازاریابی و اهمیت آنها در توسعه کسب و کار اشاره خواهم کرد:
1- تعیین هدف:
انتخاب هدف و تعریف وظایف و اهداف بازاریابی کمک میکند تا تمام تلاشها به سمت دستیابی به اهداف خاصی هدایت شود. این اصل به کسب و کار کمک میکند تا تمرکز خود را بر روی جنبههای مهمتر و استراتژیکتر بازاریابی متمرکز کنیم. تعیین هدف یکی از اصول اساسی در بازاریابی و توسعه کسب و کار است که به طور مستقیم تعیین مسیر و راهبرد کلی کسب و کار را تحت تأثیر قرار میدهد. هدفگذاری در بازاریابی به معنای تعیین اهداف مورد انتظار از فعالیتهای بازاریابی و تبلیغاتی است که برای دستیابی به موفقیت و توسعه در کسب و کار انجام میشود.
-
- ارتباط با جهتگیری کسب و کار: تعیین هدف به کسب و کار کمک میکند تا مسیر و جهتگیری مشخصی داشته باشد. اهداف بازاریابی باید با اهداف کلان کسب و کار هماهنگ شده و به تحقق آنها کمک کنند. به این ترتیب، تمام تلاشها به سمت دستیابی به اهداف بلندمدت هدایت میشوند.
- تمرکز بر عوامل مهم: تعیین هدف به کسب و کار کمک میکند تا تمرکز خود را بر روی اهداف مهمتر و اساسیتر بازاریابی متمرکز کند. این اصل به کمک جلب مشتریان مخاطب و بهبود محصولات یا خدمات منجر میشود.
- اندازهگیری پیشرفت: هدفهای بازاریابی باید قابل اندازهگیری باشند تا بتوان پیشرفت و موفقیت در تحقق آنها را ارزیابی کرد. این اندازهگیریها میتوانند به کسب و کار کمک کنند تا ببینند که آیا استراتژیها و تاکتیکهای بازاریابی اثر مطلوب داشتهاند یا نه.
- الهامبخشی و تشویق: تعیین هدفهای روشن و قابل دستیابی میتواند اعضای تیم و کارکنان کسب و کار را ترغیب به تلاش بیشتر کند. هدفها به عنوان یک الگوی راهبردی عمل میکنند که تمام افراد در کسب و کار میتوانند به طور هماهنگ به سمت آن حرکت کنند.
- تعیین اولویتها: با تعیین هدفهای مختلف، کسب و کار میتوانیم اولویتبندی بین آنها را تشخیص دهیم و به ترتیب اهمیت و مورد نیاز بودن، به آنها پرداخته و از منابع خود به بهترین شکل استفاده کنیم. در نهایت، تعیین هدف در بازاریابی به کسب و کار امکان میدهد تا با استفاده از استراتژیها و تاکتیکهای مناسب، به توسعه، رشد و موفقیت دست یابیم و از طریق دستیابی به اهداف مشخص، مسیری روشن و قابل تعقیب را ایجاد کنم.
2- شناخت مشتریان:
درک عمیق از نیازها، خواستهها، علایق و رفتارهای مشتریان به کسب و کار کمک میکند تا محصولات یا خدمات خود را به شکل بهتری به مخاطبان موردنظر ارائه دهد. این شناخت بهبود فرآیندهای تولید و بازاریابی را تسهیل میکند.
شناخت مشتریان یکی از اصول اساسی در بازاریابی است که به معنای درک عمیقتر از نیازها، خواستهها، ترجیحات و رفتارهای مشتریان در بازار است. این اصل به کمک کسب و کار میآید تا با دقت بیشتری به مشتریان خود نگاه کند و محصولات یا خدمات خود را به شکلی طراحی و ارائه دهد که واقعاً با نیازها و انتظارات مخاطبان همخوانی داشته باشد.
-
- تعریف مشتریان: ابتدا باید مخاطبان خود را به دقت تعیین کنید. این شامل شناسایی گروههای مختلف مشتریان، بازارهای هدف و نوع مخاطبانی است که محصولات یا خدمات شما به آنها مختص است.
- جمعآوری اطلاعات: جمعآوری دقیق اطلاعات در مورد مشتریان از منابع مختلف مانند نظرسنجیها، تحقیقات بازار، تحلیلهای داده، بازخوردها و تعاملات مستقیم با مشتریان انجام میشود. این اطلاعات شامل نیازها، مشکلات، ترجیحات، علایق و سلیقههای مشتریان است.
- تحلیل و تفسیر: پس از جمعآوری اطلاعات، باید این اطلاعات را تحلیل و تفسیر کرده تا به درک عمیقتری از نیازها و ترجیحات مشتریان برسید. این تحلیل میتواند از طریق روشهای مختلفی مانند تحلیل SWOT، پرسشنامههای تحقیقاتی و… انجام شود.
- ایجاد پروفایل مشتریان: با بر اساس اطلاعات جمعآوری شده، میتوانید پروفایلهای مختلفی از مشتریان خود ایجاد کنید. این پروفایلها شامل ویژگیها، نیازها، مشکلات و ترجیحات مشتریان میشوند.
- تعیین مسائل مشتریان: با تحلیل اطلاعات، میتوانید مسائل و مشکلاتی که مشتریان با آنها مواجه هستند را شناسایی کنید. این اطلاعات به شما کمک میکند تا محصولات یا خدمات خود را بر اساس این مشکلات بهبود دهید.
- طراحی استراتژی بازاریابی: با شناخت عمیق از مشتریان، میتوانید استراتژیهای بازاریابی مناسبتری را انتخاب و پیاده کنید. این شامل انتخاب کانالهای مناسب برای دسترسی به مشتریان، ارائه پیامهای جذاب و تنظیم قیمتهای متناسب با نیازها و انتظارات آنها است.
- ارتقاء ارتباط با مشتریان: با داشتن شناخت عمیق از مشتریان، میتوانید ارتباط بهتری با آنها برقرار کنید. ارتباط مستمر و پایدار با مشتریان به کمک ارتقاء وفاداری آنها به برند و محصولات شما میشود. در کل، شناخت مشتریان به کمک کسب و کار میآید تا بهترین تصمیمات بازاریابی را اتخاذ کند و محصولات یا خدمات خود را با دقت بیشتری به تمایلات و انتظارات مشتریان تطبیق دهد.
3. تفکیکبندی بازار:
با تفکیک و شناسایی بازارهای هدف و گروههای مختلف مشتریان، کسب و کار میتوانیم استراتژیهای متناسب با نیازهای هر گروه را پیاده کنیم و از افزایش اثربخشی استراتژیهای بازاریابی بهرهبرداری نماییم. تفکیکبندی بازار یا market segmentation یک مرحله مهم در برنامهریزی بازاریابی است که به ما کمک میکند مخاطبان هدف خود را به خوبی شناخته و به طور دقیقتر به نیازها و تمایلات آنها پاسخ دهیم. در این مرحله، بازار را به گروههای کوچکتری تقسیم میکنیم تا بتوانید استراتژیهای مختص به هر گروه را پیادهسازی کنیم. به این ترتیب، احتمال موفقیت کمپینهای بازاریابیتان بالاتر خواهد بود.
برای تفکیکبندی بازار، باید به موارد زیر توجه کنیم:
-
- ویژگیهای دموگرافیک: این شامل مشخصات اصلی افراد مانند سن، جنسیت، محل سکونت، تحصیلات، شغل و وضعیت تاهل میشود. این اطلاعات میتواند به ما در شناخت بهتر مخاطبان کمک کند.
- شیوه زندگی و ارزشها: شیوه زندگی، ارزشها، مصرفکنندگی و سبکهای مختلف افراد نقش مهمی در تفکیکبندی بازار ایفا میکنند. مثلاً، افرادی که به محیط زیست اهمیت میدهند، به یک استراتژی بازاریابی محیطزیستی جذب میشوند.
- نیازها و مسائل: تحلیل نیازها و مسائلی که مخاطبان دارند، به ما کمک میکند تا محصول یا خدمات خود را بهینهتر بازاریابی کنید و به این نیازها پاسخ دهیم.
- روندها و رفتارها: رفتارهای خریداری یا تفاوتهای فرهنگی در مصرف میتوانند تفکیکبندیهای مهمی ایجاد کنند. بررسی روندها و عادات افراد به ما کمک میکند تا استراتژیهای خود را با توجه به این رفتارها تنظیم کنیم.
- اهداف و نیازهای خاص: گروههایی که نیازها و اهداف مشابهی دارند، میتوانند به عنوان یک بازار هدف مشترک تلقی شوند. به عنوان مثال، افرادی که به دنبال راهحلهای بهینهسازی زمان هستند.با توجه به این عوامل، میتوانیم بازار خود را به گروههای کوچکتر تقسیم کرده و با استفاده از اطلاعات به دست آمده، استراتژیهای بازاریابی مختلفی را برای هر گروه ایجاد کنیم. این کار به ما کمک میکند تا به مخاطبان خود به شکل دقیقتر و موثرتری نزدیک شویم.
- شناسایی گروههای مختلف مشتریان: ابتدا باید با دقت گروههای مختلف مشتریان خود را شناسایی کنید. این ممکن است بر اساس عوامل مختلفی مانند سن، جنسیت، مکان جغرافیایی، درآمد، ترجیحات و نیازهای مشتریان انجام شود.
- تحلیل نیازها و ویژگیها: برای هر گروه بازاریابی، نیازها، ترجیحات، مشکلات و ویژگیهای خاصی که دارند را تحلیل کنید. این تحلیل ممکن است به وسیله تحقیقات بازاریابی، پرسشنامهها، مصاحبهها و مشاهده مستقیم از مشتریان انجام شود.
- تعیین عوامل تفاوتآفرین: بر اساس تحلیل نیازها و ویژگیها، عواملی که باعث تفاوتها و تمایز در گروههای مختلف مشتریان میشوند، شناسایی کنید. این ممکن است شامل نیازهای خاص، ترجیحات، مشکلات و مهارتهای مختلف باشد.
- تنظیم استراتژی بازاریابی: بر اساس عوامل تفاوتآفرین، استراتژیهای بازاریابی مناسب برای هر گروه مشتری تعیین کنید. این میتواند شامل انتخاب کانالهای مناسب، ارائه پیامهای متناسب و تنظیم قیمتها بر اساس نیازها و ویژگیهای هر گروه باشد.
- تنظیم تاکتیکهای بازاریابی: برای هر گروه مشتری، تاکتیکهای بازاریابی مختلف تعیین کنید. این ممکن است شامل تبلیغات مخصوص به هر گروه، تخفیفها و پیشنهادهای ویژه، محتوای مخصوص و… باشد.
- پیگیری و بهبود مستمر: پس از پیادهسازی استراتژیها و تاکتیکها، نتایج را پیگیری کنید و بازخوردهای مشتریان را دریافت کنید. با تحلیل این اطلاعات، بهبودهای لازم را در تفکیک بازار و رویکردهای بازاریابی خود انجام دهید. تفکیک بازار، به معنای تقسیم و شناسایی بازار یا مخاطبان مختلف به تفاوتها و ویژگیهای خاص است که در آنها نیازها، ترجیحات و رفتارهای مشتریان تفاوت دارند. این تفکیکبندی به کمک کسب و کار میآید تا استراتژیها و تاکتیکهای بازاریابی خود را بر اساس نیازهای و ویژگیهای هر گروه بازاریابی انطباق دهد.در کل، تفکیک بازاریابی به کمک کسب و کار میآید تا به طور دقیقتر و موثرتر با مشتریان خود ارتباط برقرار کند و به نیازها و ترجیحات هر گروه مشتری پاسخ دهد. این روش به کمک تخصصیترین و بهینهترین استراتژیها و تاکتیکها در بازاریابی کمک میکند.
4. تدوین مزیت رقابتی:
ایجاد تفاوت رقابتی از طریق عوامل مانند کیفیت برتر، قیمت مناسب، خدمات برتر و یا نوآوری، باعث جذب مشتریان جدید و حفظ مشتریان قبلی میشود. این اصل به کسب و کار امکان میدهد از رقابت با سایر رقیبان خارجی یا داخلی پیروی نکرده و موفقیت خود را تضمین کند.
تدوین مزیت رقابتی به معنای شناسایی و ایجاد ویژگیها، عوامل یا مواردی است که کسب و کار را از رقبا متمایز میکند و به آنها در بازار رقابتی یک مزیت قوی و برجسته میدهد. مزیت رقابتی میتواند از طریق عوامل مختلفی مانند کیفیت برتر، قیمت مناسب، خدمات ویژه، نوآوری، برند قوی و… به وجود آید. در ادامه به اهمیت و مراحل تدوین مزیت رقابتی پرداختهام:
-
- تحلیل رقبا و بازار: برای تدوین مزیت رقابتی، ابتدا باید با دقت بازار و رقبا را تحلیل کنید. بدانید که چه عواملی در بازار وجود دارد و چگونه رقبا عمل میکنند.
- شناسایی عوامل مختلف: شناسایی عواملی که میتوانند به عنوان مزیتهای رقابتی برای شما عمل کنند، انجام میشود. این ممکن است شامل کیفیت برتر محصولات، ارائه خدمات با کیفیت، قیمت مناسب، نوآوری، تکنولوژی پیشرفته، تجربهی کاربری بهتر و… باشد.
- تحلیل مزیتهای رقابتی موجود: ممکن است مزیتهای رقابتی خاصی در بازار وجود داشته باشد. بررسی کنید که چه مزیتهای رقابتی در حال حاضر در بازار وجود دارد و چگونه میتوانید بر آنها تفوق پیدا کنید.
- تعیین نقاط قوت خود: تعیین نقاط قوت و توانمندیهای خاص کسب و کار خود را انجام دهید. این ممکن است مرتبط با تولید کیفیت بالا، دانش فنی، افراد ماهر، منابع منحصر به فرد و… باشد.
- تعیین مزیتهای متمایز: انتخاب مزیتهایی که واقعاً متمایز و برجسته هستند و توانایی کسب و کار را در بازار تحت تأثیر قرار میدهند. این ممکن است نیاز به ترکیب چندین نقطه قوت باشد.
- ارائه مزیتهای رقابتی به مشتریان: مزیتهای رقابتی باید به شکل واضح و جذاب به مشتریان ارائه شوند. این ممکن است از طریق تبلیغات، محتوا، وبسایت، بستهبندی محصولات و… انجام شود.
- پیگیری و بهبود مستمر: پس از تدوین مزیتهای رقابتی، نتایج و عملکرد را پیگیری کنید و بهبودهای لازم را در این مزیتها انجام دهید. بازخوردهای مشتریان نیز میتواند به شما در بهبود مزیتهای رقابتی کمک کند.در کل، تدوین مزیت رقابتی به کمک کسب و کار میآید تا تفاوت را با رقبا ایجاد کند و به مشتریان دلایل قانعکنندهای برای انتخاب محصولات یا خدمات شما ارائه دهد. این مزیتها به کمک ارتقاء وفاداری مشتریان و جلب مشتریان جدید کمک میکنند.
5. استفاده از ابزارهای بازاریابی:
استفاده از ابزارهای مختلفی مانند تبلیغات، رسانههای اجتماعی، بازاریابی محتوا، رویدادها و… به کسب و کار کمک میکند تا به دسترسی به مخاطبان بیشتر و ایجاد ارتباط بهتر با آنها بپردازد.
استفاده از ابزارهای بازاریابی ابزارها، تکنیکها و روشهای مختلفی است که کسب و کارها در فرآیند بازاریابی خود برای جلب مشتریان، ترویج محصولات یا خدمات و ارتقاء فروش از آنها استفاده میکنند. این ابزارها به کمک کسب و کارها میآید تا استراتژیهای بازاریابی خود را با دقت و بهرهوری بیشتری اجرا کنند. در ادامه به تعدادی از ابزارهای بازاریابی و کاربردهای آنها پرداختهام:
-
- تحقیقات بازار: تحقیقات بازار به کمک جمعآوری و تحلیل دادههای بازار و مشتریان، میزان تقاضا، ترجیحات مشتریان، رقبا و عوامل تأثیرگذار در بازار را تحلیل میکند. این اطلاعات به کسب و کارها کمک میکند تا استراتژیهای بهتری را تدوین و اجرا کنند.
- تبلیغات: تبلیغات شامل استفاده از وسایل مختلفی مانند تلویزیون، رادیو، رسانههای اجتماعی، تبلیغات آنلاین و… به منظور جذب مخاطبان و ارتقاء شناخت برند و محصولات است.
- روابط عمومی (PR): استفاده از روشهایی مانند نشریات، رویدادها، مصاحبههای رسانهای و ارتباطات عمومی برای ایجاد تصویر مثبتی از کسب و کار و ارتقاء شناخت برند به عنوان یک ابزار بازاریابی مؤثر است.
- تخفیفها و پیشنهادهای ویژه: ارائه تخفیفها، پیشنهادهای ویژه و بستههای ترکیبی به مشتریان به منظور جذب و ترغیب آنها به خرید محصولات یا خدمات، از ابزارهای معمول در بازاریابی است.
- تجربهی کاربری (UX): ایجاد تجربهای مثبت برای مشتریان در ارتباط با محصولات یا خدمات شامل طراحی وبسایت، واسط کاربری، تجربه خرید و… از ابزارهایی است که تأثیر قابل توجهی بر بازاریابی دارد.
- تبلیغات آنلاین و تبلیغات موتورهای جستجو (SEM): استفاده از تبلیغات پرداخت بهکلیک و تبلیغات آنلاین بر روی وبسایتها، رسانههای اجتماعی و موتورهای جستجو به منظور جذب مخاطبان و افزایش نمایش محصولات است.
- تبلیغات ایمیلی و ارسال خبرنامه: ارسال ایمیلها و خبرنامههای الکترونیکی به مشتریان به منظور اطلاعرسانی در مورد جدیدترین محصولات، تخفیفها و اخبار مرتبط با کسب و کار.
- تجزیه و تحلیل دادهها و تحلیل رفتار مشتریان: استفاده از دادههای تحلیلی برای درک بهتر رفتار مشتریان، شناخت الگوهای خرید و ترجیحات آنها به منظور بهبود استراتژیهای بازاریابی.
- تبلیغات اجتماعی (Social Media): استفاده از پلتفرمهای رسانههای اجتماعی به منظور ارتباط مستقیم با مشتریان، انتشار محتوا و تبلیغات.
- رویدادها و نمایشگاهها: برگزاری رویدادها، نمایشگاهها و همایشها به منظور معرفی محصولات، برند و ایجاد تعامل مستقیم با مشتریان. در کل، استفاده از ابزارهای بازاریابی به کمک کسب و کارها میآید تا ارتباط بهتری با مشتریان برقرار کنند، ترویج محصولات یا خدمات خود را انجام دهند و در نتیجه موفقیت و رشد بیشتری را در بازار بیابند.
6. پیگیری و ارزیابی:
پیگیری نتایج بازاریابی و ارزیابی عملکرد استراتژیها، امکان بهبود مستمر را فراهم میکند. این اصل به کسب و کار امکان میدهد تا از موفقیتها یاد بگیرد و از شکستها درس بگیرد.
یگیری و ارزیابی، دو مفهوم مهم در فرآیند بازاریابی است که به کمک کسب و کارها میآید تا نتایج و عملکرد استراتژیها و اقدامات بازاریابی خود را بهبود دهند و تصمیمات بهتری در آینده بگیرند. در ادامه به توضیحات بیشتر درباره پیگیری و ارزیابی پرداختهام:
-
- پیگیری: پیگیری به معنای مانیتورینگ و نظارت مداوم بر عملکرد استراتژیها و اقدامات بازاریابی است. این فرآیند شامل جمعآوری دادهها، ارزیابی و تحلیل نتایج و انجام تغییرات لازم بر اساس عملکرد فعلی است. در این مرحله، کسب و کار به مرور زمان نتایج و عملکرد را پیگیری میکند تا اطمینان حاصل کند که به اهداف و استراتژیهای خود نزدیک است یا نیاز به تغییر دارد.
- ارزیابی: ارزیابی به معنای ارزشیابی و تجزیه و تحلیل نتایج و عملکرد استراتژیها و اقدامات بازاریابی است. در این مرحله، دادهها و اطلاعات جمعآوری شده به منظور تحلیل عمیقتر بررسی میشوند. ارزیابی شامل مقایسه نتایج با اهداف مشخص شده، تجزیه و تحلیل تفاوتها، شناسایی علل موفقیت یا عدم موفقیت و تصمیمگیری در مورد اقدامات آتی میشود.
مراحل پیگیری و ارزیابی عموماً به شرح زیر هستند:
-
- تعیین اهداف و معیارها: ابتدا باید اهداف و معیارهای مشخصی برای ارزیابی تعیین کنید. این معیارها ممکن است شامل فروش، درآمد، تعداد مشتریان جدید، درصد رشد و… باشد.
- جمعآوری دادهها: دادههای مرتبط با عملکرد بازاریابی را جمعآوری کنید. این میتواند از منابع مختلفی مانند فروشها، ترافیک وبسایت، تجزیه و تحلیل مشتری، تحقیقات بازار و… انجام شود.
- تحلیل دادهها: دادههای جمعآوری شده را تحلیل کنید. این شامل مقایسه نتایج با اهداف، تشخیص الگوها و تفاوتها، تجزیه و تحلیل رفتار مشتریان و شناسایی عوامل موثر است.
- ارزیابی عملکرد: عملکرد بازاریابی را با معیارها و اهداف مقایسه کنید. شناسایی نقاط قوت و ضعف، تفاوتها و مشکلات ممکن است به کمک این مرحله انجام شود.
- تصمیمگیری و بهبود: با بررسی نتایج و اطلاعات به دست آمده، تصمیمهایی در مورد بهبود استراتژیها و اقدامات بازاریابی اتخاذ کنید. این ممکن است شامل تغییر استراتژیها، تعدادی تغییر در تاکتیکها یا بهبود فرآیندها باشد.
- تطبیق با متغیرها: با توجه به تغییرات در بازار، رقبا، مشتریان و عوامل محیطی، استراتژیها و اقدامات بازاریابی خود را بهبود داده و تطابق دهید.به طور کلی، پیگیری و ارزیابی به کمک کسب و کارها میآید تا عملکرد بازاریابی خود را مشاهده، تحلیل و بهبود دهند، از مزایای و معایب اقدامات خود آگاهی پیدا کنند و در نتیجه به استراتژیهای بهتری برای جلب مشتریان و افزایش فروش دست یابند.
مدیریت بازاریابی مدرن:
بازاریابی مدرن یک رویکرد پویا و تطوری به ارتقاء فعالیتهای بازاریابی است که با تغییرات روزافزون در رفتار مشتریان، پیشرفتهای فناوری اطلاعات و تحولات اجتماعی، شکل گرفته است. در این رویکرد، تمرکز اصلی بر تجربه مشتری، ارتقاء ارتباط با مشتری و بهرهبرداری از ابزارهای دیجیتالی است تا بهترین نتایج ممکن از فعالیتهای بازاریابی حاصل شود.
در مدیریت بازاریابی مدرن، از دادهها و اطلاعات به عنوان یک دارایی ارزشمند استفاده میشود. تحلیل دادهها باعث میشود تا بهترین شناخت از مشتریان، الگوهای خریدشان و ترجیحاتشان به دست آید. این اطلاعات ارزشمند میتوانند به شرکتها کمک کنند تا کالاها و خدمات خود را به طور دقیقتر بازاریابی کنند و به نوعی به تخصیص منابع با دقت بیشتری بپردازند.
یکی از ویژگیهای مدیریت بازاریابی مدرن، استفاده گسترده از رسانههای دیجیتالی و اجتماعی است. این رسانهها امکان ارتقاء تعاملات شرکت با مشتریان را فراهم میکنند و امکان انتشار محتوای چندرسانهای متنوع را به شرکتها میدهند. همچنین، این رسانهها به شرکتها این امکان را میدهند که به طور مستقیم با مشتریان خود در ارتباط باشند و بازخوردهای آنها را دریافت کنند.
در مدیریت بازاریابی مدرن، تجربه مشتری در تمام نقاط تعامل با شرکت مدنظر قرار دارد. این شامل مراحل پیشفروش، خرید، خدمات پس از فروش و ارتباطات مستمر با مشتریان میشود. ایجاد تجربهای مثبت و قابل یادگیری برای مشتریان میتواند به ایجاد وفاداری و افزایش ارزش مشتریان برای شرکت کمک کند.
در کل، مدیریت بازاریابی مدرن به شرکتها امکان میدهد تا با تمرکز بر دادهها، فناوریهای نوین و ارتباطات فعال با مشتریان، بهبود چشمگیری در عملکرد بازاریابی خود داشته باشند و با رقبا تفاوتسازی کنند.
