« مکتوبات مولوی » مجموعهای از نامههای برجایمانده از مولانا جلالالدین محمد بلخی است؛ نامههایی که نهتنها جنبهٔ شخصی و اجتماعی زندگی او را آشکار میکنند، بلکه دریچهای کمنظیر به جهانبینی عرفانی و انسانی او میگشایند. این نامهها خطاب به شاگردان، بزرگان، حاکمان، دوستان و حتی افراد گمنام نوشته شدهاند و از همین رو، طیفی گسترده از موضوعات—from مسائل روزمره تا عمیقترین تأملات معنوی—را در بر میگیرند.
در مکتوبات، مولانا چهرهای متفاوت از آنچه در مثنوی و دیوان شمس میبینیم نشان میدهد؛ چهرهای عملگرا، دلسوز، راهنما و در عین حال عارف. او در این نامهها به تربیت معنوی مخاطبان خود میپردازد، آنان را به صدق، توکل، فروتنی و خدمت دعوت میکند و در عین حال، دربارهٔ مشکلات اجتماعی و اخلاقی زمانه نیز سخن میگوید. زبان نامهها سادهتر و مستقیمتر از آثار منظوم اوست، اما همان گرمای انسانی و عمق معنوی در آن موج میزند.
یکی از ارزشهای مهم این مجموعه، شناخت زندگی واقعی مولانا است. برخلاف آثار شعری که بیشتر جنبهٔ نمادین و تمثیلی دارند، مکتوبات نشان میدهد مولانا چگونه با مردم، شاگردان و حاکمان تعامل میکرد، چه دغدغههایی داشت و چگونه آموزههای عرفانی خود را در زندگی روزمره به کار میبست. این نامهها همچنین تصویری روشن از روابط مولانا با خاندانش، پیروانش و بزرگان قونیه ارائه میدهند.
از منظر تاریخی و ادبی، مکتوبات مولوی سندی ارزشمند برای فهم سیر تحول فکری و روحی مولانا است. این اثر نشان میدهد که عرفان او تنها در شعر و سماع خلاصه نمیشود، بلکه در رفتار، توصیهها و ارتباطات انسانیاش نیز جاری بوده است. به همین دلیل، مکتوبات را میتوان مکملی ضروری برای مطالعهٔ مثنوی و دیوان شمس دانست.
مکتوبات مولوی مشتمل است بر صد و چهل و چند نامه خطاب به شخصیت های معروف عصر خود . مکتوبات او بر خلاف همه مکتوبات صوفیه مانند عین القضاة همدانی و احمد غزالی و عبدالرزاق کاشانی و علاء الدوله سمنانی که صرفاً مباحث محض فلسفی و عرفانی است ، موضوعاتش کاملاً مدنی و اجتماعی است و مولانا غالباً از صاحبان نفوذ خواسته است که به نیازمندان و ارباب حاجات رسیدگی کنند . البته نکات لطیف عرفانی نیز در لابلای آن تنیده شده است .